عربی عمار

پست تبلیغاتی

پست تبلیغاتی

مصاحبه با رتبه یک کنکور هنر 99 ، روژینا آزادی

وقتی صحبت از کنکور هنر می‌شود، تعدادی از داوطلبان تصور می‌کنند که کافی است به یک کارهنری علاقه‌مند باشند تا در این آزمون موفق گردند. شاید شناور بودن این آزمون برای داوطلبان آزمون سراسری، باعث شده است تا چنین تصوری برای آنها ایجاد شود که برای شرکت در آزمون سراسری هنر، نیاز به مطالعۀ خاصی نیست و می‌توان با داشتن اطلاعات عمومی، در آزمون سراسری این گروه آزمایشی رتبۀ قابل قبولی کسب کرد؛ این در حالی است که داوطلبان گروه آزمایشی هنر باید ده‌ها کتاب هنرستانی و همچنین کتاب‌هایی فراتر از کتاب‌های دورۀ هنرستان را مطالعه کنند تا بتوانند در این آزمون موفق گردند. با روژینا آزادی، رتبۀ یک کشوری گروه آزمایشی هنر آزمون سراسری سال 1399 در همین زمینه گفت و گو کردیم و او دربارۀ مسیر دشوار داوطلبان آزمون سراسری این گروه آزمایشی و اینکه البته «خواستن، توانستن است» با ما سخن گفت. با سپاس از این عزیز، نظرتان را به مصاحبه با رتبه یک کنکور هنر 99 جلب می‌کنیم.
 
مصاحبه با رتبه یک کنکور هنر 99 ، روژینا آزادی

درصدهایتان را در آزمون سراسری 99 ذکر کنید. 
ادبیات فارسی 46/7 درصد، عربی 81/4 درصد، معارف اسلامی 81/4 درصد، زبان‌های خارجی 70/7 درصد، درک عمومی هنر 73/4 درصد، درک عمومی ریاضی 61 درصد، ترسیم فنی 46/7 درصد، خلاقیت تصویری 55 درصد، خلاقیت نمایشی 46/7 درصد، خلاقیت موسیقی 70/2 درصد و خواص مواد 50 درصد.
 
خانم آزادی! مهم‌ترین نکته‌ای که برای همۀ داوطلبان گروه آزمایشی هنر مهم است، این است که هر درس را چطور مطالعه کردید تا برای آزمون سراسری آماده شوید. لطفاً دربارۀ هر درس به صورت مجزا توضیح دهید.
 
ادبیات: ما هنری‌ها کتاب‌های عمومی‌مان متفاوت است، اما مجبوریم که عمومی‌های تجربی‌ها و ریاضی‌ها را بخوانیم و این مشکل ساز است. ادبیات هم یکی از همان درس‌هاست و من باید کتاب آنها را برای آزمون سراسری مطالعه می‌کردم. برای انجام این کار، ادبیاتم را چهار مبحثی می‌خواندم و برای آرایه‌ها، قرابت معنایی، دستور و املا و لغت، کتاب جدا داشتم و جدا تست می‌زدم. هر روز دو تا مبحث را می‌خواندم و هر شب سعی می‌کردم که تست ادبیات بزنم . شاید کم تست می‌زدم، اما هر شب تست ادبیات می‌زدم. روی لغت و املا و تاریخ ادبیات هم خیلی تاکید می‌کردم و سعی می‌کردم که به تست‌های موارد فوق حتماً جواب بدهم؛ مثلاً، هر شب یا یک شب در میان، حتماً 15 دقیقه برای مرور لغات ادبیات وقت می‌گذاشتم. دلیلش هم این بود که در درس ادبیات خوب نبودم و می‌خواستم که حفظیات را حتماً جواب بدهم.
 تنها مشکلی که داشتم، این بود که زمان‌بندی خوبی در ادبیات نداشتم و تست‌ها را به طور زمان‌دار حل نمی‌کردم. به بچه‌ها پیشنهادم این است که اشتباه مرا تکرار نکنند و از اول تست‌ها را به صورت زمان دار حل کنند و تصور نکنند که در روزهای منتهی به آزمون سراسری می‌توانند سرعتشان را بالا ببرند.
 
عربی: عربی را از درصد پایین شروع کردم و معتقدم که می‌شود درصد یک درس را به مرور بالا آورد. تست‌های ترجمه، فقط تکنیکی است و اگر تکنیک را یاد بگیریم می‌شود به 10 سؤال ترجمه جواب بدهیم. بعضی‌ها فکر می‌کنند که حتماً باید لغات زیادی بلد بود تا بتوان به این سؤال‌ها جواب داد، اما من هم خیلی لغت عربی بلد نبودم، ولی به سؤال‌های ترجمه جواب صحیح دادم. کافی است که به معلوم و مجهول بودن فعل یا جمع و مفرد بودن لغات دقت کرد؛ تکنیک‌هایی که همۀ دبیران عربی می‌گویند. من با همین تکنیک‌ها، سؤال‌های ترجمه را در کمتر از 30 ثانیه جواب می‌دادم و این موضوع، یکی از نکات مثبت من بود. صرف و نحو، مشکل‌ترین مبحث برای من در عربی بود. برای تسلط بر این مبحث، مهم این است که، علاوه بر مطالعۀ درس‌نامه، باید خیلی تست زد تا مبحث جا بیفتد.
من شب‌ها یک باکس عمومی (45 دقیقه تا یک ساعت و ربع) برای خودم در نظر می‌گرفتم و در این بازه زمانی، علاوه بر لغت و و املای ادبیات، سعی می‌کردم که درک متن عربی و «ردینگ» زبان را هم کار کنم.
درک متنی که برای عربی می‌زدم، مهارت مرا برای تست زدن بالا می‌برد؛ در ضمن، لغاتی را که در درک مطلب بلد نبودم،‌ «های لایت» می‌کردم و تلاش می‌کردم که آنها را به مرور حفظ شوم؛ چون دایرۀ لغات در درک متن مهم است؛ در کل، عربی درس شیرینی است و فقط کافی است که نگاهمان را نسبت به آن عوض کنیم.
 
معارف اسلامی:  چون معارف اسلامی ‌نسبتاً حفظی است، می‌دانستم که راحت‌تر از ادبیات می‌توانم در آن درصد بالا کسب کنم. در این درس، شاه کلید موفقیت این است که بارها کتاب را مرور کنید و آیات و روایات را تحلیل و حفظ کنید؛ چون در معارف، این بخش خیلی مهم است. من برای درس معارف خیلی تست نمی‌زدم و بیشتر مرور می‌کردم. مرور زیاد باعث شده بود که نزدیک آزمون سراسری، اگر تستی می‌دیدم، قشنگ می‌دانستم که مربوط به کدام بخش و صفحه کتاب است.
 
زبان خارجی: به زبان خیلی امیدوار بودم و فکر می‌کردم که بالاترین درصد عمومی من در درس زبان باشد. شاید استرسی که آواخر دفترچه عمومی به من وارد شده بود، عامل این شد که در حدی که می‌خواستم، خوب به آن پاسخ ندادم. من کلاس زبان می‌رفتم و برای این درس وقت کمی می‌گذاشتم و این اشتباه بود؛ چون تست‌های آزمون سراسری با آنچه در کلاس‌های زبان موخته می‌شود، تا حدودی فرق دارد.
اشتباه دیگرم این بود که چون فکر می‌کردم آن را بلدم، ریسک زیادی در پاسخگویی به سؤال‌های زبان کردم و به همۀ تست‌ها پاسخ دادم؛ در کل، متن گرامر، لغت و «ردینگ‌»ها را جدا جدا می‌خواندم. «ردینگ» سخت‌ترین بخش بود و وقت بیشتری برایش گذاشتم. گرامر را با تست مرور می‌کردم و برای لغات،کتابچه‌ای داشتم و از وقت‌های مرده، برای مطالعه آن استفاده می‌کردم.
 
درک عمومی هنر: به این درسعلاقه داشتم و بیشترین زمان را به آن اختصاص می‌دادم. در ابتدا تاکیدم بر کتاب‌های هنرستان بود و آنها را خیلی دقیق و جزء به جزء می‌خواندم و حتی زیر نویس‌ها را حفظ، حاشیه نویسی،‌ «های لایت» و خط کشی می‌کردم. بعد از آن، دایرۀ‌المعارف هنر رویین پاکباز را که همیشه بغل دستم بود، می‌خواندم و هر وقت چیزی در کتاب‌هایم می‌دیدم (هنرمندی، جنبشی و …)، درستی آن را در دایره‌المعارف هنر بررسی می‌کردم و حفظشان می‌کردم و در مرحله بعدی تست می‌زدم و حتماً پاسخنامه‌اش را خیلی خوب می‌خواندم؛ در واقع، تحلیل آزمون درک هنر برای من خیلی وقت می‌گرفت تا بفهمم که مشکل کجاست، و اگر می‌دیدم که چیزی را بلد نیستم، منبع سؤال را پیدا می‌کردم و آن را حتماً حفظ می‌کردم. بچه‌ها بدانند که بالا آمدن درصد درک عمومی هنر، سخت است و برای یادگیری آن، سطحی خوانی را باید کنار بگذارند؛ چون با سطحی خوانی، این درس جواب نمی‌دهد.
 درک عمومی ریاضی: این درس، یکی از درس‌هایی بود که آن را مثل عربی با درصدهای کم شروع کردم و فکر می‌کردم که چون درصدهای خوبی به دست نیاوردم و پایۀ خوبی نداشتم، نمی‌توانم در آن پیشرفت کنم؛ ولی کلاس رفتم، وقت گذاشتم و درسی را که در ابتدا 10درصد می‌زدم، در آزمون سراسری 61 درصد زدم!
تیپ سؤال‌های درک عمومی ریاضی، یکسان است و حل تست‌های آزمون سراسری و تسلط بر آنها بسیار موثراست. از زمانی که من تست‌های آزمون سراسری را حل کردم، درصدم جهش فوق‌العاده‌ای یافت. یک نکته اشتباه در مطالعۀ ریاضی این است که بچه‌ها، چون ریاضی را دوست ندارند، آن را آخر شب مطالعه می‌کنند؛ ولی من، با اینکه ریاضی را دوست نداشتم، یا اول صبح یا وسط روز آن را می‌خواندم؛ چون آخر شب ذهن آدم خسته است و نمی‌شود ریاضی کار کرد.
 
ترسیم فنی: این درس را دوست نداشتم و خیلی در خواندن آن با مشکل مواجه شدم.. تنها کاری که من کردم این بود که سعی کردم مباحث حفظی را خوب بخوانم تا100درصد آنها را جواب بدهم. مباحث تکنیکال ترسیم فنی، نیاز به تست‌زنی زیاد دارد، ولی من کمترین وقت را برای ترسیم فنی در کل دروس می‌گذاشتم. در نهایت هم به مباحث حفظی100درصد جواب دادم، ولی به مباحث تکنیکال چندان جواب ندادم و فقط به آنهایی که به درستی پاسخشان مطمین بودم، جواب دادم.
 
خلاقیت تصویری: اول کتاب‌های هنرستانی را، که پایه و اساس تحلیل تصاویر و شناخت عناصر است، مطالعه کردم و وقتی تسلط نسبی بر آنها پیدا کردم، منابع آزاد را مطالعه کردم؛ چون بیشتر از 80 درصد سؤال‌های این مبحث، از منابع آزاد است، و در نهایت تست زیاد زدم؛ چون با تست زدن می‌شود قوه تحلیل، استدلال و خوانش تصویر را یاد گرفت. برای موفقیت در این درس، تصاویر کتاب دایره‌المعارف هنر، بسیار مهم است و مهم است که تصاویر این دایره‌المعارف را با زیر نویس حتماً مطالعه و حفظ کنند.
 
خلاقیت نمایشی: این درس شاملدو مبحث تیاتر و سینما می‌شود. من این دو مبحث را به طور موازی جلو می‌بردم. این درس، منابع آزاد قطور و سنگینی دارد و من فقط رسیدم که چند تا از آنها را تا نیمه مطالعه کنم. کتاب‌هایی که در هنرستان هستند برای دروس نمایشی حتماً باید مطالعه شود؛ چون از مباحث این کتاب‌ها و تصاویرش سؤال طرح می‌شود. من برای تست این درس، چند تا منبع داشتم و به یک منبع بسنده نکردم؛ در کل، مباحث سؤال‌ها خیلی گسترده است؛ مثلاً راجع به فیلم‌های معروف جهان و ایران سؤال می‌شود که من وقت نمی‌کردم ببینم. من فقط جست و جو می‌کردم و تصاویر فیلم‌ها را می‌دیدم و نقدها را می‌خواندم، و البته باید به روز بود؛ چون از جدیدترین فیلم‌ها هم سؤال می‌شود؛ یا برای تیاتر، به ویژه بچه‌هایی که می‌خواهند رشتۀ تیاتر را انتخاب کنند، باید نمایشنامه‌ها را کامل ‌خواند؛ اما من خلاصه‌ها را می‌خواندم؛ اینکه داستان هر نمایش و «تم» آن چیست.
یکی از راه‌هایی که بعضی از داوطلبان استفاده می‌کنند، این است که در فرصت‌های آزاد، نمایش صوتی گوش می‌دهند؛ در واقع آنها، یک نوع تفریح هدفمند در موازات آزمون سراسری یا درس خواندن دارند.
 
خلاقیت موسیقی: من موسیقی را دوست دارم؛ چون از قبل کلاس موسیقی می‌رفتم و سولفژ کار می‌کردم و گیتار می‌زدم، و چون قبل از آن، کتاب‌های هارمونی و تیوری موسیفی خوانده و ساز کار کرده بودم، خیلی مشکلی با تست‌های موسیقی غربی نداشتم و برای موسیقی ایرانی نیز مباحثی مثل تاریخ موسیقی ایران را مطالعه کردم. یکی از کارهایی که کردم، چون دیدم که سال‌های پیش، از موسیقی فیلم سؤال آمده بود، این بود که موسیقی بسیاری از فیلم‌های مشهور را حفظ کردم؛ البته امسال از این مبحث سؤال نیامد!
 
خواص مواد: این درس، برای اکثر بچه‌ها خیلی خسته کننده است؛ چون مباحثش خیلی پراکنده است؛ یعنی 20 سؤال آن امکان دارد از 20 مبحث متفاوت بیاید! بعضی فکر می‌کنند که چون خواص مواد فرّار است، آن را باید بعد از عید شروع کنند؛ اما چون درس سنگینی است، نمی‌شود خواندن آن را برای بعد از عید گذاشت. من روی مباحث مهم، مثل مواد و مصالح، شیمی عکاسی، نساجی، چوب، بیشتر سرمایه‌گذاری کردم، ولی هیچ مبحثی را رها نکردم و به قول معروف، تست‌های رگباری برای این درس می‌زدم؛ مثلاً، در یک نشست 500 تست می‌زدم!
چون این مبحث، درس نامه سنگینی دارد، برای مرور درس نامه (به جای خواندن) به تست‌زدن زیاد روی می‌آوردم؛ البته شاید روش درستی نباشد، اما این روش من بود. از کُدگذاری هم برای این درس خیلی استفاده می‌کردم؛ حتی امکان داشت که کدها بی‌معنی باشد، اما با کُدگذاری می‌شود جدول‌ها و دسته بندی‌ها را حل کرد؛ در ضمن، جدول‌ها را کنده بودم و به دیوار اتاقم چسبانده بودم و آنها را هر روز نگاه می‌کردم تا حفظ شوم.
 
برای خواندن این همه درس، چند ساعت در روز مطالعه می‌کردید؟
از 6 ساعت مطالعه در روز شروع کردم و نزدیک عید 9 ساعت و بعد از آن در دوران کرونا تا 13 یا 14 ساعت مطالعه می‌کردم؛ در واقع، کرونا را که یک تهدید بود، تبدیل به یک فرصت کردم. پیش خودم گفتم که در این دوران، بچه‌های دیگر درس نمی‌خوانند و من باید از این فرصت به خوبی استفاده کنم؛ حتی از زمان تعویق زمان برگزاری آزمون سراسری هم خیلی استفاده کردم؛ برای مثال، در درس ریاضی، به دلیل کمبود وقت، یک مجموعه از مباحث را کنار گداشته بودم، اما در زمان تعویق زمان برگزاری کنکور، فرصت مطالعه مباحث مورد نظر و پیشرفت در ریاضی را پیدا کردم.
 
چطور خسته نشدید؟ به خصوص در دوران گسترش بیماری کرونا؟!  
بعد از شروع بیماری کرونا که ناگهانی بود، یک افت کوچک در اسفند ماه داشتم و کمی هم از درس خواندن ناامید شدم. در آزمون‌های آزمایشی هم درگیر حاشیه شده بودم که حالا عقب می‌افتم یا معلوم نیست که چه زمانی آزمون سراسری برگزار می‌شود. این افکار باعث شده بود که از هدف اصلی، که درس خواندن است، دور بمانم؛ اما بعد از عید، که کمی هم به ماندگاری بیماری کرونا عادت کرده بودیم، به خودم گفتم الان که عده‌ای خسته شده‌اند و کمتر درس می‌خوانند، من باید بدوم و بیشتر درس بخوانم و به خودم قبولاندم که این شرایط، همگانی است؛ در کل، هم روحیه شادی دارم و این باعث می‌شد که خسته نشوم. وقتی به این فکر می‌کردم که من چه پشتوانۀ مطالعاتی دارم، به این نتیجه می‌رسیدم که نباید کوتاهی کنم و عقب بکشم و موقعیتم را از دست بدهم؛ پس در دوران تعطیلات ناشی از بیماری کرونا، پیشرفت کردم و خوب در این زمان، در وقت رفت و آمد به کلاس هم صرفه‌جویی شده بود و من وقت بیشتری برای خواندن داشتم؛ به خصوص که با توجه به شرایط پیش آمده، بیرون هم نمی‌شد رفت. هر وقت هم که ناامید می‌شدم، سعی می‌کردم با مادرم یا مشاورم حرف بزنم و این موضوع خوب خیلی تاثیرگذار بود. اگر هم برای مثال، هدفی برای خودم در نظر می‌گرفتم که باید این تراز را بیاورم، یک پاداش برای خودم در نظر می‌گرفتم و به خودم گفتم که اگر این تراز را بیاوری، می‌توانی این تفریح را بکنی؛ مثلاً فیلم یا کارتونی را که دوست داشتم می‌دیدم یا طراحی و نقاشی می‌کردم یا آشپزی می‌کردم؛ مثلاً کیک درست می‌کردم!
 
فکر می‌کردید که رتبۀ یک گروه آزمایشی هنر در آزمون سراسری را بیاورید؟!
من در آزمون‌های آزمایشی شرکت تعاونی سازمان سنجش آموزش کشور شرکت می‌کردم و چون اکثراً در این آزمون‌ها رتبه یک می‌شدم، با خودم فکر کردم که امکان کسب رتبۀ یک یا رتبه تک رقمی هم هست، ولی بعد از آزمون سراسری، چون مطابق انتظارم نبود و آن را در حدی که در آزمون‌های آزمایشی موفق بودم، خوب ندادم، حتی احتمال سه رقمی شدن رتبه‌ام را نیز می‌دادم.
 
شب قبل از آزمون سراسری چه کردید؟
خیلی آرامش داشتم و به خودم اعتماد کرده بودم و با خودم می‌گفتم که پاسخ همه سؤالات را بلدی و گوشی‌ام را خاموش کردم و از فضای مجازی خارج شدم و سعی می‌کردم که به آهنگ‌های شاد گوش بدهم و توکل به خدا کردم که خودش تلاش مرا دیده بود و امیدوار بودم که نتیجه‌اش را به من هدیه بدهد. شب هم زود خوابیدم؛ چون من خوابم را از اول فیکس کرده بودم و خواب نامنظمی نداشتم؛ بنابراین، اذیت نشدم.
امسال، برعکس سال‌های گذشته، آزمون گروه آزمایشی هنر صبح برگزار شد. این مساله تفاوتی برایتان داشت یا خیر؟
 در مرداد ماه فهمیدم که آزمون گروه آزمایشی هنر صبح برگزار می‌شود. برای من که شب‌ها معمولاً ساعت 12 می‌خوابیدم و 5 یا 6 صبح بیدار می‌شدم، مشکلی ایجاد نشد؛ اما بچه‌هایی که شب‌خوان بودند و فکر می‌کردند که این آزمون، بعد از ظهر برگزار می‌شود، ضربه خوردند.
 
سر جلسۀ آزمون چه وضعیتی داشتید؟ 
 سؤال‌های ادبیات واقعاً مشکل بود، اما خوشبختانه من روحیه‌ام را نباختم و گفتم که اگر این سؤالات برای من مشکل است، برای دیگران هم سخت است و همه همین سؤال‌ها را جواب می‌دهند و نباید زمان زیادی به این سؤال‌ها اختصاص بدهم و درس‌های بعدی را خراب کنم. وقتی پاسخنامه‌ام را در بخش ادبیات می‌دیدیم، با خودم می‌گفتم: ای خدا ! چقدر پاسخ سفید دارم! اما نترسیدم و روحیه‌ام را از دست ندادم و به خودم گفتم که درس‌های دیگر را خوب جواب بده. بعد از آزمون سراسری، وقتی از دوستان نزدیکم پرسیدم چه کردید، می‌گفتند که وقتمان برای ادبیات از دست رفت و زمان جواب دادن به درس‌های دیگر را از دست دادیم.
 
نقش خانواده را در موفقیت خودتان چقدر می‌دانید؟
بعد از تلاش فرد و کمکی که خدا می‌کند، خانواده حرف اول را می‌زند؛ چون خانواده باید محیط را برای داوطلب فراهم کند. خانواده من هم از نظر روحی و هم مالی، مرا خیلی حمایت می‌کردند. آنها مهمانی نمی‌رفتند، از تفریحاتشان می‌زدند و انتظاری هم از من نداشتند و هیچ وقت هم به من نگفتند که باید رتبه خوب بیاوری؛ در کل، فکر کنم که اضطرابشان حتی بیشتر از من بود؛ ولی از آنها ممنونم که مرا در این مدت تحمل کردند.
 
آنها با هنرستان رفتنتان مخالفتی نداشتند؟
سال نهم که بودم، مشاور مدرسه به من گفت که چون درست خوب است، رشته تجربی یا ریاضی بخوان؛ ولی من گرایشی به این دو رشته نداشتم و از خانواده‌ام نیز ممنونم که مانعی سر راه من نبودند و به علاقه من احترام گذاشتند و گفتند هر کس باید سراغ علاقه‌اش برود، و خوشحالم که به سراغ علاقه‌ام رفتم.
 
سال آمادگی برای کنکور، تغذیه‌تان چگونه بود ؟
خیلی سعی می‌کردم که در رژیم غذایی‌ام از سبزیجات استفاده کنم و وسط وقت‌هایی که درس می‌خواندم، از خشکبار و میوه استفاده می‌کردم؛ ولی سر جلسه آزمون سراسری، با خودم چیز زیادی نبردم و فقط چند تا پسته و خرما و آب بردم. خوردن خرما در جلسه آزمون خیلی مفید است و آدم را سر حال نگه می‌دارد و قند خون را تنظیم می‌کند.
 
آیا حرفی هم با داوطلبان سال آینده (1400) هم دارید ؟
رتبه برتر‌ها افرادی مثل شما هستند؛ فقط تلاششان بیشتر است؛ پس ناامید نشوید و از افت‌هایتان درس بگیرید و هر وقت شکست خوردید، بلند شوید و دوباره قوی‌تر شروع کنید؛ در واقع، راه موفقیت همین است و هیچ راه عجیب و میان‌بر و استثنایی وجود ندارد.
 
 
مصاحبه با رتبه یک کنکور هنر 99 مصاحبه با رتبه یک کنکور هنر 99 مصاحبه با رتبه یک کنکور هنر 99 مصاحبه با رتبه یک کنکور هنر 99

بیماری کرونا را که یک تهدید بود، تبدیل به یک فرصت کردم. پیش خودم گفتم که در این دوران، بچه‌های دیگر درس نمی‌خوانند و من باید از این فرصت به خوبی استفاده کنم 

مشاور خودت رو از بین رتبه های برتر کنکور انتخاب کن

برنامه ریزی و مشاوره تلفنی، پرسش و پاسخ و رفع اشکال مجازی

کلاس انلاین با رتبه های برتر کنکور

تدریس ، حل تست، پرسش و پاسخ و رفع اشکال آنلاین

ارسال دیدگاه

  عضویت  
اطلاع از

تبلیغات متنی