عربی عمار

پست تبلیغاتی

پست تبلیغاتی

مصاحبه با رتبه 127 منطقه 3 کنکور تجربی 99 نظام جدید – اختصاصی سایت کنکور

سلام و وقت بخیر – مصاحبه با رتبه 127 منطقه 3 کنکور تجربی 99

سلام 🙂

-لطفا خودتون رو معرفی کنید، از کدوم شهر و استان هستید و در چه مدرسه ای تحصیل می کردید؟
صدف شیرخانی هستم. استان ایلام، شهر ایلام. مدرسه تیزهوشان (فرزانگان)

( یه چیزی اولش بگم. زیاد توی مصاحبه ام می بیینین که نوشتم یادم نیست! چون واقعا حافظه ام سریع اطلاعات بیخودو پاک میکنه و من همه چیز رو دقیق یادم نیست -_-! )

– رتبه منطقه و کشوریتون چند شد و دانش آموز کدام منطقه هستید؟

127 منطقه 3 – 690 کشوری

-چه رشته ها و دانشگاهایی رو قرار هستش انتخاب کنی؟

برای شوخی هم شده تهران و شهیدبهشتی رو می زنم !!! ولی خب احتمال قبولیم توی ایران و اصفهان بیشتره. شیراز و تبریز هم نمی زنم احتمالا چون راهمون خیلی دوره و از اون آدما نیستم بگم برم دیگه بر نمی گردم 🙂 !!


– لطفا کارنامه تان را بگذارید!

مصاحبه با رتبه 127 منطقه 3 کنکور تجربی 99 نظام جدید

داوطلب نظام جدید هستید یا قدیم و نظرتون را پیرامون شیوه برگزاری کنکور به این شکل و ترازگیری مشترک و نمره همترازی بفرمایید؟

نظام جدید – راستش من خیلی به این موضوع فکر نمی کردم که حالا نظام قدیم هست، نیست همسان سازی می کنن نمی کنن! چون فکر کردن درباره اش برام بی معنی بود :/ !

-از کی مطالعه برای کنکور را شروع کردید؟

از تابستون دهم یعنی دو هفته بعداز شروع نهم. همچین چیزی برام عادی بود چون کلا خونواده درسخونی هستیم :))) برامون مهمه . البته راستشو بخواین مسائلی دیگه هم بود ولی غم انگیزه و حوصله ندارم بنویسم-_- به درد نمیخوره!!

– درباره هر یک از این شش بازه زمانی به سولات زیر پاسخ کامل بدید:
(چگونه برای این بازه ها برنامه ریزی می کردید؟ لطفا روش مطالعه و مرورتون را در این بازه ها برامون بگید)

اول اینکه من تا روز کنکور هر هفته یه برنامه متفاوت داشتم 🙂 برای همین دقیق نمی تونم بگم چیکار کردم. تازه دو سه ماه آخر دیگه برنامه هم نداشتم :/

– تابستان سال دهم

قبل از من داداشم کنکور داده بود و اون برای درسای سال آخرش سی دی خرید. پدر و مادرم هم برای من اون سال خریدن. منم نصف دهما رو توی تابستون خوندم ولی همیشه میگم چرت ترین تصمیمی بود که گرفتم . سال بعدش هم که برام خریدن، همه رو انداختم دور چون بهشون گفتم حالم بهم میخوره و وقتمو دیگه روی این آشغالا نمی ذارم-_-

– تابستان سال یازدهم

تصمیم گرفتم نصفه دوم دهما رو که حتی طول مدرسه هم خوب نخوندم دوباره بخونم ولی دیگه با برنامه قلمچی پیش رفتم و باز هم فصلای آخر رو نتونستم خوب بخونم مثل فصل دما و گرما  یا گیاهی زیست!! البته توی برنامه قلمچی نگاه به آینده رو برای زیست و شیمی یازدهم انتخاب کردم و باعث شد نصف زیست رو هم اون موقع بخونم و نصفض بمونه :))) کلا هر دوسال نصفه نیمه خوندم درسای جلوتر رو!!

– تابستان سال دوازدهم

مدرسه مون خودش یه طرح برگزار کرد و هرکی خواست شرکت کرد. منم شرکت کردم و اونجا فقط پایه رو باهامون کار کردن. راستش بچه های مدرسه ما اصلا برای کنکور نمی خوندن و مثل تیزهوشانای شهرای دیگه نبود که بیان از تیر باهاشون دوازدهما رو کار کنن و مهر که شد همه رو یاد گرفته باشن. بچه های ما همون دهم و یازدهم رو هم بلد نبودن. من میخواستم دوازدهم رو شروع کنم ولی دیگه با طرح پیش رفتم و هیچ وقت هم پشیمون نیستم که دوازدهما رو طول مدرسه یاد گرفتم:)

اما اتفاقی که دوباره افتاد این بود که من تا پایان طرح باز هم فصل چهار فیزیک رو خوب نخوندم!! و وقتی 15 شهریور طرح تموم شد و به همه که گفتن برن مسافرت جون بگیرین، با خودم دودوتا چهارتا کردم دیدم الان خیلی شور و شوق دارم فیزیک بخونم :)! دیگه 15 روزّ آخر نشستم اون فصل چهار رو انقد خوندم که باورم نمیشد یه زمانی برام ترسناک بوده 🙂

– سال تحصیلی دوازدهم

امسال چهارشنبه ها تعطیل بودیم و این فرصت خوبی بود که من توی سه روز آخر هفته پایه رو بخونم. چون تابستون پایه رو خونده بودم سه روز آخر هفته برام کافی بود و اون موقع نه دوازدهم میخوندم و نه طول هفته پایه می خوندم.

دو هفته آخر شهریور یه نگاهی به ریاضی و دینی دوازدهم انداختم و چندجلسه هم برای فیزیک فصل اول دوازدهم کلاس رفتم تا قبل شروع مدرسه یه آمادگی بابتش داشته باشم. ولی خب روی هیچ کدوم به اندازه وقتی که طول سال خوندم تسلط پیدا نکردم. بزرگترین اشتباهی هم که کردم این بود که برای ریاضی کلاس مدرسه رو نرفتم. فکر کردم چون خیلی وضعم توپه ، خودم میتونم بخونمش ولی بعدا فهمیدم چه اشتباهی کردم و  فضای پر جنب و جوش کلاس ریاضی و اون رقابتی که داشتیم برای سریع به جواب رسیدن، تاثیر زیادی داشته همیشه روم. و امسال خودمو ازش محروم کردم. من بقیه کلاسا، همه رو رفتم حتی انشا هم سر کلاس بودم. فکر کردین نرین مدرسه خودتون خیلی عالی میخونین و همه معلما به درد نخورن؟؟؟ نمیگم معلمامون در حد کنکور درس میدادن ولی من چیزی رو از مدرسه رفتن کشف کردم که بیشتر کنکوریا نادیده اش میگیرن!! اشتیاق . الان بعضیاوتن ممکنه بگین: هع -_-!

– دوران طلایی نوروز

دوران طلایی نوروز !!!!!!!!!!! خب! از همون اول میدونستم خرابش میکنم:) هیچ سالی از نوروزش خوب استفاده نکردم!! امسال خورد به کرونا و من با تعطیل شدن مدرسه به شدت افت کردم. اینکه رتبه های قلمچی هم نمی اومد هم تاثیر زیادی توی کاهش درس خوندنم داشت. مدام فیلم میدیم پای گوشی بودم، و اون دوماه به طور میانگین دو سه ساعت خوندم:/ آره من اسفند و فروردینمو از دست دادم و یادمه مشاورم می گفت انتظار داشتم درسا رو قبل عید تموم کنی ولی من هفته اول اردیبهشت تموم کردم. می گفت یکی از بچه ها الان تموم کرده و انقدر وقت اضافه آورده نمی دونه چیکار کنه که از خوندن دوباره شون زده نشه :/ خب منم شنیدم و اندکی ناراحت شدم ولی راستشو بخواین….الان یادم افتاد این قضیه!! من حافظه خوبی ندارم و وقایع اطرافم رو زود فراموش میکنم و خدا میدونه کی دوباره یادم می افته!!! اینم الان یادم افتاد گفتم بنویسم که به زودی فراموشش کردم. تازه من رتبه بهتری از اون کسب کردم 🙂

– ماه رمضان

ماه رمضان دقیق یادم نیست چیکار کردم ولی میدونم روزه نگرفتم فکر کنم رمضان پارسال هم نگرفتم :/ خودم یادم نیست واقعا ولی مامانم می گفت پارسال چندبار گرفتم حالم بد شده!

– دوران امتحانات نهایی

اگه اشتباه نکنم بازگشتم به مسیر کنکور همین دوران بود … فک کنم البته شاید زودتر بوده !! ولی چیزی که یادمه اینه که من برای زیست و فیزیک و ریاضی در حد یک ساعت دو ساعت وقت گذاشتم ولی برای دینی و بهداشت و هویت هر دو روز وقت فرجه رو روشون گذاشتم :)) ! من از اون کنکوریا نبودم که اگه یه روز دو روز نخونن آه و ناله کنن و بگن ای وای وقتمو از دست دادم!!! اصلا یادم نمی موند که من چند روز وقت از دست دادم هر وقت میدونستم باید برای کنکور بخونم میخوندم

– دوران جمع بندی

برای زیست و ریاضی با آزمونای ماز جمع بندی کردم. اون بالا گفتم که که دوسه ماه از دست دادم!! اون موقع قلمچی همه اش از مشتق میاورد و من اصلا مشتق رو یاد نمیگرفتم. خیلی استرس داشتم از این بابت. منی که همیشه درصدای ریاضیم بالای هفتاد بود، تا چهل و سی سقوط کرد. یاد پارسال افتادم که برای فصل چهار قیزیک دهم هم همچین وضعی برام پیش اومده بود، ولی الان فشار بیشتری روی خودم حس میکردم  به هر حال نزدیک کنکور بود. اما به لطف خدا اونم درست شد.

برای فیزیکی که بیشترین حساب رو روش توی کنکور باز کرده بودم و آزمونای جامع و کنکوری که از خودم میگرفتم بالای 90 بود، بدترین جمع بندی رو کردم!! اونم این بود که فقط سوالای امسال قلمچی رو خوندم و بدترین درصدم توی کنکور شد فیزیک :/ البته واقعا از ته دل ناراحت نیستم چون باور دارم هر اتفاقی سر جلسه افتاده مسیرمو به سمت درستی می بره و من اغلب با شکست ها طوری برخورد نکردم که انگار دیکه آخرشه! اینکه من توی کنکور، حالا فیزیک رو بد دادم به این معنی نیست من فیزیکم ضعیفه :)) شما هم با آزمونای آزمایشی تون این جوری برخورد نکنین! این درصدا و اشتباها برای همه پیش میاد :))

برای شیمی هم خیلی خوب جمع بندی نکردم. راستش اصلا یادم نیست دقبقا چیکار کردم چون از شیمی بدم میاد و همیشه بدترین درصدم بود :/ ولی حالا توی کنکور سخت امسال نتیجه خیلی خوبی گرفتم :/ راستش حدس میزدم توی کنکور جای فیزیک وشیمی برام عوض شه -_-

– دوران کرونا و تعویق های پیاپی و شوک های آن

گفتم دیگه که دو ماه اول داغون شدم ولی اصلا پشیمون نیستم که اشتباه کردم. اشتباهام منو به اینجا رسوند و اینو همین آخرای کنکور فهمدیم فکر نکنین کل زندگیم بهش باور داشتم -_-!! ولی الان میگم چه تجربه خوبی بهترین تجربه از کنکور بود :))

تعویق ها که هر بار خوشحال میشدم!!!!!!!!!!!! لغوشونم خوشحالم میکرد :)) راستش من مسیر رو دوست دارم و این درس خوندنا، پیروزی ها و شکستا برام لذت بخش تر از رسیدن به روز کنکور بود!!!!!! یادمه اون هفته که الکی اعلام کردن بازم یه ماه تعویق، من داشتم انیمه می دیدم-___-! قبلا جومونگ میدیم ولی زده بودم تو خط انیمه دیدن :)) اون یه ماه آخر اصلا استرس نداشتم خیلی عادی بودم مثل همیشه فیلم می دیدم بازی میکردم بیرون میرفتم!! البته بیرون رفتن، منظورم اینه که حوصله ام سر می رفت با بابام می رفتم پارک، حالا درس میخوندم یا نه. گفتم که من از دست دادن روزا برام مهم نبود. من دوست داشتم دوران کنکور یه زندگی عادی داشته باشم. حالا من داشتم درس میخوندم یه نفر دیگه ممکن بود مشغله کاری داشته باشه. هر دو باید در کنار این مشغله ها زندگی خوبی هم داشت باشیم 🙂

 دوران جمع بندی اصلا برنامه مشخصی نداشتم و صبح که بیدار میشدم میرفتم ادامه مبحثی که دفعه قبل خوندم رو میخوندم! راستش فقط از خوندن لذت می بردم. به هرحال داشتم پس از اون دوران افت شدید، یه دوران خوب رو میگذروندم و فی البداهه خوندن برام لذتبخش تر و راحت تر بود. هرچند کم هم خودمو سرزنش نکردم -_- ولی بازم همون کارو میکردم چون راحت بودم!

– دقیقا از چه منبعی برای هر درس استفاده می کردید و چه منابعی را پیشنهاد می کنید؟ منابع جمع بندی کنکورتون چی بود؟

فقط مال سال آخرو میگم چون منبع های دهم و یازدهمم رو همون موقع دادم یه نفر دیگه یادم نیست دقیقا چی داشتم:/

زیست 12 طول سال: مهروماه

زیست پایه طول سال: میکرو طبقه بندی

( تو رو حضرت عباس درسنامه واسه زیست نخونین -__________- بندازینشون دور -__-)

جمع بندی : آزمون ماز

شیمی 12 طول سال: خیلی سبز – موج آزمون

شیمی پایه طول سال: خیلی سبز – موج آزمون

جمع بندی : فکر کنم موج آزمون بود :/

متن کتاب بسیار مهم !!! دست کم نگیرین!

ریاضی 12 طول سال: نشرالگو – موج آزمون

ریاضی پایه طول سال: خیلی سبز – موج آزمون

جمع بندی : آی کیو (همه شو نه! میدونم آیکیو به درد جمع بندی نمیخوره ولی خب من این کارو کردم!) و آزمون های ماز

فیزیک 12 طول سال: خیلی سبز – موج آزمون

فیزیک پایه طول سال: میکروطبقه بندی

جمع بندی : سوالای قلمچی !

توی عمومیا واقعا کتابا فرقی ندارن هرچی خوندین بخونین ولی موضوعی نشرالگو فارسی خیلی چرت بود اونو خریدم فقط آرایه اش خوب بود بقیه اش به درد نمی خوره

برای جمع بندی هم کتابای جمع بندی خیلی سبز رو خوندم

– آیا از دی وی دی های آموزشی استفاده میکردید؟ نظرتون درباره استفاده از اینگونه دی وی دی ها چیست؟

آشغالن -_-

-در طول روز چند ساعت مطالعه میکردید؟

این سوال چرت ترین سوالیه که میتونین از کسی بپرسین!! راست میگم. واقعا به چه دردتون میخوره من چند ساعت خوندم یا اون چقدر خونده؟ ینی اگه من 14 ساعت خوندم تو هم بخونی دیگه تامام؟؟ نخیر!

این سوالو تا روز کنکور از هیشکی نپرسین به خدا راست میگم دونستنش فقط یه حاشیه است!

– میزان ساعت خواب شما در شبانه روز چقدر بود؟

1 الی 2 شب می خوابیدم، صبح ساعت 9 تا 10 بیدار میشدم. البته شبا تا ده یا یازده درس میخوندم نه یک( اون ساعتا تفریح میکردم) سال دوازدهم هم نمیدونم چرا انقدر خسته میشدم وقتی از مدرسه برمیگشتم. با اینکه نسبت به سالای قبل دو ساعت زودتر برمیگشتیم خونه -_- ! تا پنج میخوابیدم!!

– در کدام آزمونهای آزمایشی شرکت کردید؟

قلمچی. سنجش هم جامع هاشو شرکت کردم ولی فقط یکیشونو آنلاین جواب دادم، سه تاشونم ندادم.

– میانگین تراز آزمونهای آزمایشی شما چقدر بوده است؟

قبل کرونا 7100 بعد کرونا 6600 -__- ( خیلی افت داشتم گفته بودم)

– تراز اولین آزمونتان چقدر بوده است؟

دهم بودم 6500

– شرکت در ازمون ازمایشی ضرورت دارد یا نه؟

بستگی داره چطور استفاده میکنین. فقط برای خانواده میرین؟؟ عین کنکور زمان بندی براتون مهمه؟؟ تقلب نمی کنین؟؟ اگه جوابای درستی دارین برین. به خاطر خوتون خودتون برین!!

– چگونه بعد از هر آزمون رفع اشکال می کردید؟

والا من از دیدن کارنامه وحشت داشتم همیشه هیچ وقت جمعه ها کارنامه مو نمی دیدم. دیگه شنبه که استرسم میخوابید نگاش میکردم؛ کمی سرزنش خودم میکردم کمی خوشحالی! بعد اگه حوصبه داشتم تحلیل آزمون که اغلب نکته زیادی پیدا نمی کردم و بعدش برنامه ریزی( خیلی وقت روی چیدنش میذاشتم ولی عمل کردنش نه!) کلا شنبه هام می پرید! شنبه های هفته اول و جمعه های هفته دوم!!!

– برای مطالعه دروس و رسیدن به محدوده بندی آزمونها چگونه برنامه ریزی میکردید و روش های برنامه ریزی خود را لطفا توضیح دهید

عههههههههه!!!!!! گفتم جدا یادم نیست ولی میدونم همیشه به برنامه قلمچی میرسیدم و اصلا برام فرقی نداشت حالا مدرسه جلوتره یا عقب تر! درگیر این چیزا نبودم اصلا بهش فکر نمیکردم

– اگه دوباره کنکور بدید چه اشتباهی رو تکرار نمیکنید؟

همه شونو تکرار میکنم -_- اگه اشتباه نمیکردم که به اینجا نمی رسیدم. تک تک شونو دوست دارم و اصلا نمیخوام پاکشون کنم. مگه اشتباه کردن چیز عجیبیه؟؟؟ مگه انسان نیستم؟؟؟ خیلی از اشتباهاتم هم مثل بقیه است و خودم شنیده بودم که نکنین ولی آدم بودم بالاخره! گاهی دوست داشتم کاری که دلم میخواد رو بکنم ولی خب جدا تا یه مدت حرص میخوردم به خاطرش…. ولی دیگه با درس خوندن دوباره از یادم میرفت.

– اگر بر می گشتید به عقب کدام کتاب ها رو دیگه سمتش نمیرفتید؟ با ذکر دلیل لطفا !

یه کتابی رو یه هفته خوندم انداختمش دور  -_- آزمون پلاس گاج زیست!! غیر استانداااااااااارد.

نشرالگو ریاضی هم پدرمو درآورد توی مشتق!! پاسخنامه نداره که!!! فقط جواب آخر رو از میدیدی! کلا مراحل حل جوابو میخورد!!!

– چگونه استرس دوران کنکور و ایام کرونا را مدیریت میکردید؟

 حالا موضوع کرونا که هیچی… در کل ناراحتی، خستگی، افسردگی، ناامیدی

هووووم جوابی دارم که خودم برای رسیدن و باور کردن بهش خیلی فکر کردم. خیلی درباره اش با خودم کلنجار رفتم و اصلا کورکورانه نیست و کامل عاقلانه در موردش خودمو آزمایش کردم. شما هم حق ندارین کورکورانه تصمیم بگیرین چون یه چیزی دارین به اسم عقل و اختیار که باید باهاش آزمایش کنین و تصمیماتونو از چند نظر بررسی کنین و البته به حرف بقیه هم توجه کنین. قبول کنین همه تون انسان هستین! یه لحظه فکر کنین!شما انسان بی عیب و نقص میشناسین؟ انسانی که ناامید نشده، خسته نشده، روانی نشده ؟ خییییییییییییییییییییییر!

شما نمی تونین تمام طول مراحل زندگیتون این سختی ها و فشارها رو به تنهایی تحمل کنین.

خدا

برای درک خدا خیلی آزمایشا کردم. چند روز خودمو گذاشتم جای کسی که به خدا اعتقادی نداره، کاری که فکر نمیکنم هر باخدایی بکنه چون ممکنه، حالا بترسه یا هرچیز دیگه!

اونایی هم که باور ندارن هم فکر نکنم بخوان امتحان کنن.

یکی رو میشناسم باور نداره و وقتی ازش پرسیدم منتظر نتیجه راهی که نشونت داد موندی؟ گفت نه چیزی که خواستمو نداد.

روزایی که با خودم گفتم خدایی وجود نداره سیاه ترین روزام بود. هرکی هرچی میگفت دوست داشتم با دید منفی بهش نگاه کنم…… میگفتم دیگه تلاش کردن برای چی؟ دیگه اون حس مهربانی که توی وجودم بود برام احمقانه به نظر می رسید……حیقیتش اینو توی خیلیا دیدم.

من ماه آخر هیچ استرسی نداشتم. همیشه شاد بودم. به خدا گفتم خدایا من ناقصم. من از آینده و بهترین راه خبر ندارم و خودت منو به اون سمت ببر. و این حس اعتماد و اطمیان از اینکه خدا کنارم هست منو آروم نگه میداشت. کم کم یاد گرفتم نه برای خودم بلکه برای بقیه دعا کنم. شنیده بودم خدا گفته از زبان کسی دعا کنین که گناه نکرده، یعنی با زبان دیگران! منم از اون به بعد گفتم حالا که فرصتشو دارم باید برای دوستام دعا کنم. از مامانم یاد گرفته بودم….مامانم همیشه میگفت برای دوستام دعا میکنه تا اونا هم موفق بشن اونا هم باعث خوشحالی خونواده شون بشن……. شاید براتون این چیزا معنی نداشته باشه ولی واقعا کنکور فقط درست خوندن نیست….. توی همه زندگی تون، برای خوشبختی بقیه، از ته دل دعا کنین. اون وقته که این ناراحتیا و استرسا براتون محو میشه .مجانی هم هست نمی میرین که دعا کنین -_-

– اگر داوطلبی در امتحانات نهایی نتیجه مناسب نگرفته باشد میتواند در کنکور سراسری موفق شود؟
این سوالو من باید جواب بدم یا اون فرد؟؟؟؟ قطعا باید خودش جوابشو بده. خودش نشون بده. به خودش نشون بده! میتونم بگم آره. حتی میتونم بگم نه!!! ولی برای کی؟ برای چی؟؟ شما خودتونین که باید جوابشو بدین 🙂

– بهترین روش مرور دروس پایه در طول سال تحصیلی چیست؟

شنیدین بهترین دفاع حمله است؟ قطعا اگه فوتبالی باشین اینو شنیدن!

مرور ینی دفاع از چیزی که خوندین!

بهترین کار برای دفاع اینه که زودتر شروع کنین به خوندن و مدام بخونین و به کتابا حمله ور شین 🙂

( این مثالو الان به ذهنم رسید!! )

– نقش مشاور را درموفقیت تان چقدر میدانید؟ به نظر شما نیاز به مشاور هست یا نه؟

سال آخر داشتم. مشاورم برام برنامه نمی ریخت، ولی من حس میکردم یه همدم بینظیره برام. کسی که موفقیت ها و شکستام براش مهمه و فقط برای پول و این چیزا مشاورم نشده. کاشکی منم مثل اون بشم. کاشکی همچین مشاوری داشته باشین. میتونه حتی خواهرتون باشه برادرتون مادرتون پدرتون!

– چه میزان از شبکه های اجتماعی و اینترنت استفاده میکردید؟

خعلیییییییییییییییییییییی! ولی اینستا و تلگرام و این چیزا نه! اصلا سر درنمیاوردم ازشون -_- چون با گوشی بابام هم کار میکردم حوصله نداشتم پیگیر این نرم افزارا باشم ولی توی سایتا می چرخیدم. اینجا، سایتای ورزشی، فیلم و انیمیشن، بازی و گیم، این چیزا !!

– چند ساعت از هفته رو به تفریح اختصاص داده بودید؟

ساعت نمی گرفتم ولی هیچ وقت از خودم دریغ نمی کردم. گفتم که دوست داشتم عادی زندگی کنم. عادی به معنای بیخیالی نیست….شاید گاهی برای تنوع بیخیال هم میشدم ولی درس خوندن هم برام ارزش داشت و به زور نمی خوندم……انیمیشن زیاد میدیدم. فوتبال هم تا سال آخر زیاد بازی میکردم. باشگاه والیبال و بدمینتون هم رفتم، دهم و یازدهم! ولی دوازدهم تفریحام با بیرون رفتن و توی پارک درس خوندن میگذشت. خیلی درس خوندن اونجا رو دوست داشتم. من هیچ وقت یه جا درس نمیخونم! گاهی توی اتاقم گاهی توی هال، بعضی وقتا آشپزخونه و اون موقع هایی هم که هوا خوب بود میرفتم حیاط یا پارکای مختلف شهر! البته فیلم دیدن رو کنار نذاشتم!

البته بگم! کلا خونواده ام زیاد اهل خونه فامیل رفتن و مسافرت رفتن نیستن هرچند خودم دوست داشتم. به هرحال دوران کنکور زیاد اجازه نمیدادیم بیان خونه مون!!!! ما هم نمی رفتیم!!!

– چگونه بین تفریح و کنکور توازن برقرار کردید؟

سوال سختیه نمی دونم!!!

-چگونه از حاشیه های کنکور به دور بودید؟

والا بعد کنکور فهمیدم بیشتر حاشیه ها توی اینستا و تلگرامن!!! اصن اون چیزایی که من میشنیدم دربرابر چیزایی که توی تلگرام بود حاشیه حساب نمی شد-_- راستش سعی کردم زیاد اینجا هم نیام 🙂

– آیا کلاس کنکور لازم است؟ چه بازه زمانی را برای رفتن به کلاس کنکور مناسب تر میدانید؟

اگه از اونایی هستین که فکر میکنین معلمای مدرسه تون خیلی چرتن و تااازه! خودتون توی عمرتون لای کتاباتونو باز نکردین، کلاس رفتن فقط یه چیز بیخوده-_- والا! بعضیا جوری رفتار میکنن انگار کتابو خیلی فولن بعد میان درباره معلما نظر میدن -_- احترام معلم خیلی واجبه و هیشکی رو ندیدم با بی احترامی به معلماش به جاهای بلند رسیده باشه. من که زندگیمو بهتر از تک تک اونا میدونم. معلماتونم به هیچ دردی نخورن و مجبورین برین کلاس حق ندارین بهشون توهین کنین! فکرکردین بی جواب میمونه؟ خیلی چیزا توی نتیجه های کنکور و کل زندگیتون تاثیر میذاره یکیش همین احترام به معلماتونه

اینم بگم من کلاس رفتم ولی همه اش خصوصی بوده و به مدت محدود. مثلا همون فیزیک که اون بالا گفتم و شیمی برای فصل آخر دهم! نه اینکه برای همه درسا برم ! خیر توی مدرسه بیشتر استفاده رو می بردم. متن تک تک کتاب درسیا رو هم میخوندم. حتی زبان و فارسی و ریاضی

– برنامه ریزی بلند مدت و کوتاه مدت چه میزان در موفقیت شما تاثیر داشت؟

بلند مدت  که فقط یه چیز ظاهری بود و هیچ وقت بهش نمیرسیدم ولی فهمیدم روز به روز و هفته به هفته خیلی بهتر بود واسم. خودم راحت بودم

– چند راهکار برای خلاصه نویسی مفید دروس بیان کنید؟

اصلا حوصله خلاصه نویسی و جمع بندی نداشتم -_- دستم درد میگرفت ! حالا برای زیست و شیمی ، یه ماه آخر اگه نکته ای یادم می رفت صفحه اول کتاب مینوشتم ولی خب یکی دوبار خوندمشون

– نسبت مطالعه دروس عمومی و اختصاصی را چقدر میدانید؟

15 – 85 به نفع همونی که خودتونم میدونین!!

– تقسیم بندی مطالعاتی شما چگونه بود؟ چه مقدار را به تست و چه مقدار را به مطالعه اختصاص میدادید؟

دقت نکردم بهش ولی تست زیاد زدم. متن کتابا رم زیاد خوندم.

– به داوطلبانی که در سال های پایه درس نخواندند چه توصیه ای دارید؟

با ارزش پوزش فراوان خودم تصوری ازش ندارم نمیتون الکی نسخه بپیچم ولی بازم میگم این از اون سوالاست که خودتون باید جوابشو بدین نه کس دیگه ای.

جدی میگم. اگه درموردتون صدق میکنه همین الان جوابشو به خودتون بدین 🙂

– در تابستان مطالعه و تمرکز شما بر روی دروس پایه و دوازدهم به چه میزان بود؟

گفتم که خواستم دوازدهم بخونم ولی بهتر که نخوندم هیچ ضرری هم حس نمیکنم کردم ازش.

ولی یه چیزی!!

ما شیش ماه به خاطر کرونا خونه بودیم و وقت زیاد. شاید باعث شد من بتونم تسلطم رو بیشتر کنم و اون عقب افتادگی ها رو جبران کنم. روی دوازدهم.

 نمیدونم حالا که شما تیرماه امتحان دارین به نفعتون میشه یا نه. میگم، انسانا از آینده خبر ندارن و از خدا بخواین بهترین مسیر رو جلوتون قرار بده.

مطالعه در تابستان چه میزان در موفقیت شما در آزمون سراسری نقش داشت؟

خیلی! من با خیال راحت سال آخر دوازدهم رو خوندم و استرس پایه نداشتم. کم چیزی نیست. باعث شد مجبور نباشم روزی 14 ساعت بخونم!!!!

– چه دروسی باید در تابستان خوانده شود که اهمیت بیشتری دارد؟

وقتی کتابای سال بعد رو میخونین اگه یکی رو بخونین و اون یکی رو نخونین ، طول سال این حس بهتون دست میده که: من عقبم! من نمی رسم! من بدبختم! چرا نخوندمش! و چهارتا ناسزا نثار خودتون هم ممکنه بکنین-_- تجربه دارم هم از خودم هم از بقیه! اگه میخواین جلوتر بخونین توی تابستون این چیزا رو در نظر بگیرین! اگه زیست خوندین نگین چرا شیمی هم نخوندم!! با آرامش باهاش برخورد کنین! و به درس خوندن تون ادامه بدین. بابت درسی هم که پیش پیش خوندین غره نشین و نگین دیگه کلاسشو نمیرم! من بلدم! من نابغه ام! معلم هیچی بلند نیست!! از این فکرا ممنوع !

– تا به حال از درس خواندن خسته شده بودید یا نه؟ چند تا راهکار واسه افزایش انگیزه درس خواندن به داوطلبان پیشنهاد کنید.

این چه سوالیه؟!! -_- هزاااااااااااااااااااار بار! خب! با خدا حرف زدم، کتابو گذاشتم کنار و رفتم تفریح کردم. به هرحال میدونستم که بالاخره برمیگردم سر درسم. یه شناختی داشتم از خودم داشتم خو !
افزایش انگیزه هم میتونه حرف زدن با خدا باشه. من خیلی دوستانه با خدا حرف میزنم انگار رفیقمه توی مدرسه! حتی باهاش شوخی هم میکنم 🙂 خیلی رفیق پایه ایه. همه چی سرش میشه :))

– آیا تابحال ناامید شدید ؟ اگر جواب بله است، برای غلبه بر ناامیدیتان چه کردید؟
-_- جواب بالا!!!! فکر نمی کردم اینو اینجا هم گذاشتین!!! :))

-در کتابخانه مطالعه میکردید یا در خانه؟

شهر ما که کتابخونه درست و حسابی نداره ولی من دوست داشتم برای تنوع هم که شده برم ولی توفیق نشد! گفتم که! برای درس خوندن به یه جا بند نبودم و دوست داشتم جاهای مختلف رو امتحان کنم!

– نظرتون درباره درس خوندن گروهی ؟ مفید هستش ؟

درباره گروهی خوندنامون که بیشتر طول مدرسه بود. خیلی ساکت می نشستیم درس میخوندیم و اگه نکته ای بلد بودیم به هم میگفتیم یا اگه سوالی داشتیم از هم می پرسیدیم! قرار نیست همه جمعا داغون و شلوغ باشن! ما رعایت همدیگه رو میکردیم. بستگی به اطرافیانتونم داره!
 ولی در کل اگه قراره چیزی رو تازه یاد بگیرین خودتون در خلوت خودتون براش بخونین :))

– مهمترین عامل موفقیت شما در کنکور؟

اعتماد به خدا جون

مادر دلسوزم

احترام به معلمام

تلاش مشاورم

دعای فامیلام

و زندگی کردن!!

-نقش و اثر خانواده در موفقیت شما؟

بینهایت. مامانم حواسش به تغذیه ام بود به سلامتیم به اینکه خوشحال بمونم خیلی مهمه.

-قبل از شما کسی در خانواده و فامیل بود که نتیجه خوبی در کنکور گرفته باشد ؟

آره من توی یه خونواده درسخون بزرگ شدم کلا؛ اینکه علم براشون مهم باشه. خاله هام از اولینای مهندسی شهرمون بودن…… پسرخاله ام پزشکی همدان ، پسر عمه ام پزشکی تهران، پسرعموم پزشکی کرمانشاه و برادرم دندانپزشکی کرمانشاه قبول شدن. خودمم من بعد از پسر عمه ام بهترین نتیجه رو توی خونواده ام گرفتم.

راستش با وجود اینکه ارتباط زیادی با فامیلا نداشتم ولی همیشه حس مثبتی داشتم نسبت بهشون. اینکه هروقت منو میدیدن همه اش بهم میگفتن برای موفقیتت دعا میکنیم و این خیلی برام باارزشه 🙂

-چقدر رتبتون در حد انتظارتون بود؟ چقدر با رتبه ی ازمون های ازمایشی فاصله داشت؟

کاملا انتظارشو داشتم! گفتم بین  80تا 140 منطقه میشم . ولی خب با دیدنش اشک ریختم 🙂 نصفه شب بود. قبلش دعا کردم و گفتم خدایا وقتی نتیجه اومد خونواده ام بهم افتخار کنن و اشک شوق بریزن(البته فقط خودم اشک ریختم-_- !)

-درصدهای کارنامتون با اون چیزی که خودتون حساب کرده بودید چقدر تفاوت داشت؟

من کارنامه های قلمچی رو هم، به زور درصد میگرفتم، برم درصدای کنکور رو بگیرم؟-_-! حتی یادم نبود چی جواب دادم. ولی درصدام همه شون عین آزمونای آخرم بود به جز فیزیک. البته واقعا فارسی و شیمی از این بدتر میزدم شاید ناراحت نمیشدم آخه همه میگفتن خیلی سوالا بد بوده منم که اصلا یادم نبود چی جواب دادم:/ فقط میدونستم شیمی زیاد بود!!! همیشه هم همین نظرو داشتم!!!

-آیا سوالات را به ترتیب دفترچه پاسخ دادید؟

بلی! حوصله نداشتم عوضشون کنم :)) همون خوب بود.

– مهمترین توصیه ای که برای داوطلبان کنکور 1400برای استفاده از بازه ی زمانی پیش رو دارند ، چیست؟

حرفامو همه زدم اگه دوست دارین یه بار امتحان کنین 🙂 امتحان کردنای چیزای خوب ضرر نداره که

-موفقیت خود را تقدیم به چه کسی میکنید؟

به خیلیا

اول به خدا هرچند میدونم نیازش نداره ولی الان که اینجاست و دید چقدر خوشحالم باید بهش تقدیم کنم :))

به مامانم که خیلی از خودش گذاشت، بیشتر از هر انسان دیگه ای

داداشم و بابام که چقدر هم باهاشون دعوا میکردم :))

به تک تک معلمام از اول زندگیم تا الان. هرکسی که حتی یه چیزِ هرچند کوچولو یادم داده باشه و وقتشو برام گذاشته باشه

به خانم محمودی و معلمای طرح

به همه اونایی که بهم تبریک گفتن، دوستام ، همکلاسیام ، هم مدرسه ایام، آشناها و فامیلا

اسم چندتا از دوستام هم میارم چون واقعا منتظر بودم اینو بهشون بگم. کسایی بودن که توی راه کنکور منو پخته تر کردن ؛

حدیث نظری، نرگس دهقانی، فاطمه و زینب عبدیان ، صبا خادمی

خیلی ازشون درس گرفتم و اینو فراموش نمیکنم 🙂

ممنونم از وقتی که گذاشتید
موفق و موید باشید 🙂

امیدوارم تونسته باشم کمکی هرچند کوچولو کرده باشم :))

سربلند باشین

باعث افتخار باشین

و کنکوریای امسال ! انشالله خستگی راه کنکور از تنتون در بره سال دیگه بعد اعلام نتایج 🙂

مشاور خودت رو از بین رتبه های برتر کنکور انتخاب کن

برنامه ریزی و مشاوره تلفنی، پرسش و پاسخ و رفع اشکال مجازی

ارسال دیدگاه

4

3 نظرات جدید
1 پاسخ به نظرات
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین واکنشها به نظر
داغترین موضوع نظر
3 نظر نویسندگان
  عضویت  
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
اطلاع از
زهرا

چقد دختره باحاله

منم

سلام خانم دکتر خوبی؟ من هم مدرسه ایتم، میخاستم بدونم المپیادی بودی؟!

منم

راستی تبریک میگم ماشاءالله عالی بودی😅🤩😍❤💙

eli

خیلی خفنی عاشقت شدم:)) مشاورم میشی؟

تبلیغات متنی