اعلام نتایج آزمون‌های کارشناسی ارشد ناپیوسته و دکترای نیمه متمرکز هفته اول شهریور - کنکور


موضوعات مطالب

تبلیغ متنی
عضویت در خبرنامه

     

    آدرس ایمیل خود را جهت عضویت در خبرنامه سایت ، در کادر مربوطه و بدون www  وارد کنید تا آخرین مطالب سایت به ایمیل شما ارسال شود . پس از عضویت به ایمیل خود مراجعه کرده و بر روی لینک فعالسازی کلیک کنید .



    کل مطالب سایت


    دانشجویان و کنکور ارشد


    مطالب مرتبط با مقطع دکتری




ما را دنبال کنید
نرم افزارهای موردنیاز
WinRAR Adobe Reader
Internet Download Manager WinRAR-android





X
گیفت کارت
X
X
ads 


بازدید : 5,937 بار
نظرات : 1,147

مشاورعالی سازمان سنجش گفت: فهرست اسامی پذیرفته شدگان نهایی آزمون ورودی دوره کارشناسی ارشد ناپیوسته 93 و آزمون ورودی دوره دکترا (PHD) نیمه متمرکز 93 در هفته اول شهریور 93 از طریق سایت سازمان سنجش به نشانی sanjesh.org اعلام خواهد شد.

 

حسین توکلی در گفت‌وگو با خبرنگار«دانشگاهی» خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، همچنین در مورد دوره کاردانی فنی و دوره کاردانی حرفه‌ای اظهارکرد: مهلت ثبت نام برای پذیرش در دوره کاردانی فنی و دوره کاردانی حرفه‌ای نظام آموزشی مهارتی مهرماه 93 دانشگاه جامع علمی کاربردی که از 31 تیرماه آغاز شده و داوطلبان تا 6 مرداد برای ثبت نام فرصت داشتند، تا ساعت 24 یکشنبه 12 مرداد تمدید شد.

 

وی گفت: تا ساعت 8 صبح امروز ششم مرداد ماه 70 هزار و 699 داوطلب برای شرکت در دوره کاردانی فنی و دوره کاردانی حرفه‌ای نظام آموزش مهارتی مهرماه 93 ثبت نام کرده‌اند.

 

مشاورعالی سازمان سنجش در مورد ظرفیت پذیرش برای دوره کاردانی فنی و دوره کاردانی حرفه‌ای اظهار کرد: ظرفیت این پذیرش برای این دو دوره جمعا 274 هزار و 700 نفر است که 117 هزار و 805 نفر برای گروه صنعت، 23 هزار و 500 نفر برای گروه کشاورزی، 96 هزار و 300 نفر برای گروه مدیریت و خدمات اجتماعی و37 هزار و 95 نفر برای گروه فرهنگ و هنر پذیرش می‌شوند.



اگر این مطلب برای شما مفید بود با کلیک بر روی +1 به این مطلب امتیاز دهید


  • برای دانلود، به روی عبارت "دانلود فایل" کلیک کنید و منتظر بمانید تا پنجره مربوطه ظاهر شود سپس محل ذخیره شدن فایل را انتخاب کنید و منتظر بمانید تا دانلود تمام شود.
  • اگر نرم افزار مدیریت دانلود ندارید، پیشنهاد می شود برای دانلود فایل ها حتماً از یک نرم افزار مدیریت دانلود و مخصوصاً IDM استفاده کنید.
  • در صورت بروز مشکل در دانلود فایل ها تنها کافی است در آخر لینک دانلود فایل یک علامت سوال ? قرار دهید تا فایل به راحتی دانلود شود.
  • فایل های قرار داده شده برای دانلود به منظور کاهش حجم و دریافت سریعتر فشرده شده اند، برای خارج سازی فایل ها از حالت فشرده از نرم افزار Winrar و یا مشابه آن استفاده کنید.
  • کلمه رمز جهت بازگشایی فایل فشرده عبارت www.konkur.in می باشد. تمامی حروف را میبایستی به صورت کوچک تایپ کنید و در هنگام تایپ به وضعیت EN/FA کیبورد خود توجه داشته باشید همچنین بهتر است کلمه رمز را تایپ کنید و از Copy-Paste آن بپرهیزید.
  • چنانچه در هنگام خارج سازی فایل از حالت فشرده با پیغام CRC مواجه شدید، در صورتی که کلمه رمز را درست وارد کرده باشید. فایل به صورت خراب دانلود شده است و می بایستی مجدداً آن را دانلود کنید.
  • برای راهنمایی بیشتر اینجا را کلیک کنید.
مارکت کنکور 
 
بر چسب های نوشته :
ارسال شده در تاریخ 6 مرداد 1393 - توسط :

پیشنهاد میکنیم از مطالب زیر دیدن فرمائید :
نظرات

1,147 دیدگاه برای مطلب “اعلام نتایج آزمون‌های کارشناسی ارشد ناپیوسته و دکترای نیمه متمرکز هفته اول شهریور”

 

 

  1. حمید
    گفت:

    من که زبان تخصصیم انقد قوی نیست
    افسردگی گرفتم


    محمد حسین :

    سلام به همه
    سمیرا خانم خوشحال میشم اگه بتونم کمک بکنم
    فقط شما بگو چطوری میتونم زبان یاد بدم، بنده در خدمتم


    ندا :

    سسلام و صد درود به همه. من دیگه سرماخوردگیم به مرحله ای رسیده که صدام شده مثل خرووووووس.
    بچه ها واقعا 4 شهریور جوابا میادددددددد؟


  2. پري
    گفت:

    سلام دوستان وقت همگي بخير از فرط استرس زياد مدام خودم و مشغول كردم و همش دارم فيلم مي بينم.خوبيد؟در چه حاليد؟دوستان ميگم اين صفحه سنگين شده تغيير مكان نديم؟


    حمید :

    سلام پری جان
    استرس نداشته باش
    این واسه 1000 بار تو 100 درصد قبولی
    هر صفحه ای دوست دارید بگید تا نقل مکان بدیم
    شدیم قلعه متحرک هاول


    حمید :

    من رفتم بچه ها خیلی خوبه
    سرعت در حد لالیگاس بریم تو اون صفحه پیشنهادیه ساار جان


    پري :

    مرسي حميد خان.همون صفحه كه آقا سالار گفتن.لينك خبر28 مرداد.نوشته نتايج نهايي ارشد هفته اول شهريور.


  3. سمیرا
    گفت:

    آهای دوستایی که همه ارشد قبولید، کسی هست کمک ما بده ببینیم معنی این اصطلاح تو معماری چیه؟
    Breakout Rooms;
    Breakout Hollows;
    Breakout Niches; and
    Breakout Nodes
    زود باشید، آقا محمد حسین استاد جواب بدید داداش کوچیکه؟


    حمید :

    اتاق برک اوت
    برک اوت حفره ای
    طاقچه
    گره برک اوت
    مسخره نکنید تقصیر من نیست خب این معنیارو میداد


    سمیرا :

    واقعا خسته نباشی، حتما زبانتو تقویت کن داداش کوچیکه!
    منم با نظر پری موافقم این صفحه سنگین شده اما کجا بریم یعنی؟


  4. ناشناس
    گفت:

    سلام صبح زیبای مردادیه همه شما دوستای خوبم بخیر
    مریم جان (نوشتم مرم بجای مریم)
    محمد حسین جان داداش ما قبولت داریم همه جوره
    دوستان خدا خودش به هممون کمک میکنه


    حمید :

    راستی حمیدم


    سمیرا :

    ممنون حمید جان، راستی آقا محمد حسین به ما هم زبان یاد بدید خب چی میشهههههههههههههه!!!!!!!!!!!!
    نه واقعا من یه سوال دارم عایا چی میشه؟! خخخخخخخخخخخخخ


    حمید :

    من که از صبح کارم شده اهنگ گوش کردن تا شب
    تا نتایج نیاد مغزم انفاکتوسه انفاکتوسه
    هیچ کاری نمیتونم انجام بدم


    سمیرا :

    من آهنگهای حامد پهلان رو گوش میدم شاد شاد آدم فکر میکنه عروسیش در پیشه خخخخخخخخخخخخخخخ


    حمید :

    اره اهنگاش واقعا شاده
    ولی من تو کار یگانه و جهانبخش و مهرشادو امیر علی و … هستم(خخخخخخخخخ همه خواننده هارو شاد میکنم چون از همشون یه اهنگ گوش میدم)


    سمیرا :

    من غمگینم گوش میدم ولی شاد باحال تره چند روزه شاد گوش میدم نمیدونم چه جوری برسم سر کار ؟!!!!!!!!!!!!!!!
    هههههههههههههههههههههههههه


    حمید :

    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
    من اصلا نمیتونم شاد گوش بدم اعصابم خورد میشه
    باید اهنگ های ملایمو رو به غمگین باشه


    سمیرا :

    باید آماده جشن و پایکوبی باشیم دیگه ای بابا
    داداشم یه دوقلو پسر داره، وقتی یه چیزی بهش میگی برمیگرده میگه ای باباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    حالا حکایت منه گوش بده دیگهههههههههههههههههه


    حمید :

    باشه حالا که انقد اصرار داری و امر خیر در پیش اهنگ شادم میذارم بین اهنگام


    حمید :

    راستی سمیرا جان کامنتت نکته انحرافی داشت
    داداشت میگه ای بابا یا دو قلو ها؟؟؟؟؟؟
    اگه داداشت میگه ی بابا پس دوقلوها اینجا چیو مطرح میکنن ؟
    اگه دو قلوها میگن ای بابا باید مینوشتی وقتی یه چیزی بهشون میگی
    یعنی من انقد تیزم
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    سمیرا :

    آقا حمید آخه یکی از دوقلوها اینو میگه، اوکی؟ افتاد؟


    حمید :

    اره الان افتاد


  5. مریم
    گفت:

    دوستان پایین رفتن برای گذاشتن کامنت با گوشی خیلی سخته اجازه بدید من از همون گزینه پاسخ دادن استفاده کنم.ممنون
    خوبه اینجا تمرین ریاضی هم میکنیم هههههه


    حمید :

    مریم جان مهم نیست
    شما هرجا کامنتی بذاری ما خوشحال میشیم


  6. سمیرا
    گفت:

    سلام
    بازم یه صبح دیگه و یه سلامی دیگه، امیدوارم همه دانشجویان ارشدمون خوب باشن، خواهر و برادرای گلم نگران نباشید اصلن، خدا هست . کسی اومد بخبره لطفا


    سمیرا :

    دوستان جدول زمانبندی شروع انتخاب واحد و کلاسها هم اومده ببینید آماده باشید ان شالله >O-]
    این علامت دعا کردنه


    محمد حسین :

    سلام سمیرا خانم
    صبح شما هم بخیر و خوشی سلامتی
    انشاالله روزگار همه ختم به خیر بشه
    انشاالله تو زندگیامون سعادتمند بشیم وگرنه ارشد و دکترا و . . همه وسیله ان


    مریم :

    سلام دوستان
    باورتون نمیشه من از استرس زیاد دیشب خواب دیدم سه روز تا کنکور مونده و من هنوز خیلی چیزا نخوندم چیزی نمونده بود تو خواب سکته رو بزنم که یادم اومد کنکور رو دادم سه روز دیگه نتایج میاد .آخه پارسال خیلی امیدوار بودم اما قبول نشدم امسال هم اول روزانه بعد شبانه فردوسی زدم میترسم روزانه قبول….
    راستی آقا حمید چی اشتباه تایپی بود؟؟؟؟


    سمیرا :

    سلام مریم جان، آقا محمد حسین، آقا حمید و همه دوستان بازم صبح بخیر


    حمید :

    سلام سمیرا جان خوبی؟


  7. حمید
    گفت:

    ندا جان شرمنده باور کن من الان کامنت مربوط به کسالتتو دیدم
    عذرخواهی میشه واسه کامنتی که باید زودتر میدادم
    انشاالله که الان که این کامنتو میدم بهتر باشی و در حال استراحت باشی
    سعی کن زود خوب بشی چون واسه ثبت نام باید سر حال باشی
    افرین


    محمد حسین :

    سلام به همه دوستان
    یله نگار خانم
    مدرس زبان تو یه اموزشگاه
    حمید جان دیشب اوضاع اینترنت خوب نبود از طرفی هم این صفحه هم سنگین شده نتونستم جواب بدم داداشم


  8. حمید
    گفت:

    من مانده ام تنهای تنها
    دوستان فعلا من شب زنده دارم
    هرکی اومد خوش اومد


    حمید :

    دوستان خوبم
    1 روز دیگه از انتظار کشیدن نتایج گذشت
    انشاالله که روز اعلام نتایج همه شاد باشیمو بخندیم
    امیدوارم دعا واسه من یادتون نره منم واسه همه دعا میکنم
    شب همگی بخیر و خوبی باشه


  9. نگار
    گفت:

    من دیگه رفتم خوابای خوب ببینین
    شب خوش


  10. نگار
    گفت:

    مریم جون شما که رتبت 20 شده استرس واسه چی ؟


  11. حمید
    گفت:

    ( *_*)


    حمید :

    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    حمید :

    (-_-)


  12. نگار
    گفت:

    من کماکان هستم


    نگار :

    من فقط زبان فارسی و میفهمم


  13. نگار
    گفت:

    آقا محمد حسین شما مدرس زیانی ؟


    نگار :

    دوستان تا روز اعلام نتایج اگه کسی بی خوابی زد به سرش تنها نیست بیاد اینجا
    به احتمال زیاد من هستم


  14. ناشناس
    گفت:

    سلام مریم جان،سلام محمد حسین جان
    خواهش مرم جان واقعیته
    خوش اومدی داداش؟چه خبرا؟


    حمید :

    ببخشید مریم جان اشتباه تایپی بود


  15. حمید
    گفت:

    سلام دوستان کسی هست؟؟؟؟؟؟؟


    حمید :


    مریم :

    ممنون از دل گرمیت پس من منتظرم اصلا هم استرس ندارم جوابا رو بدین


    محمد حسین :

    سلام حمید اقا
    من هستم


  16. حمید
    گفت:

    سلام بچه ها
    گلشن جان بچه ها پیام دادن به سازمان سنجش و جواب داده احتمال زیاد 4 شهریور میاد رو سایت


  17. نگار
    گفت:

    سلام
    سمیرا میگه 4 م
    پس چرا نمیذارن رو سایت سنجش ؟


    مریم :

    دوستان من که رفتم رو ویبره فک میکردم اواسط شهریور میاد حالا چیکار کنم؟؟؟؟:-(:-(:-(:-(:-(


    حمید :

    مریم جان
    اول شکر خدا
    دوم منتظر میشینی تا جواب قبولیتو بگیری و بری ثبت نام
    همین و همین


  18. حمید
    گفت:

    دوستای خوبم
    خوشحال شدم که روز اعلام نتایجو تقریبا دونستیم
    مواظب خودتون باشید
    شب ساعت 10 اینجام
    فعلا دوستای خوبم


    گلشن :

    مگه کی اعلام میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


  19. حمید
    گفت:

    دوستای خوبم الان اصلا به خودتون موج منفی وارد نکنید
    محمد حسین جان انشاالله قبول میشی ،هیچ وقت نگو نمیشه
    همیشه امیدوار باش


    محمد حسین :

    چشم داداشم


    حمید :

    چشمت سلامت داداش


    محمد حسین :

    ما ارادت داریما داداش کوچیکه که دلش بزرگه
    البته من 68 هستم و زیاد اختلاف سنی نداریم


    حمید :

    قربونت محمد حسین جان
    لطف داری
    چه بهتر
    من یه کاری واسم پیش اومده محمد حسین جان
    شب ساعت 10 اینجام


    محمد حسین :

    یا علی


  20. پري
    گفت:

    سلام دوستان.همه خوبيد؟من نبودم چه بحث اي جالبي كرديد.يكي به من بگم متولد 27شهريور68 ام ميشم خواهر چندمي؟


    حمید :

    سلام پری جان شما میشی دومین خواهر
    اول سمیرا جان
    دوم شما
    سوم ندا جان
    راستی پری جان طرف شما خبری نشد؟؟؟؟؟؟؟؟
    خوبی؟


    پري :

    حميد خان راستي بهتري؟ يه خبر خوب برات دارم دانشگاه ملاير زده روز ثبت نام حضوري شما 9 شهريوره.برنامه تو بذار برا اونروز از حالا روزشماري كن…


    حمید :

    وای پری جان خوش خبر باشی
    بخدا قبول بشم شک نکنید شیرینیرو حتما تقدیم میکنم


    پري :

    منم به سنجش پيام دادم يه نامه بلند بالا پر از خواهش و التماس كه زودتر جوابارو بديد درجواب اون همه خواهش فقط نوشته بود ((حدودا 4شهريور باتشكر))
    الان بايد چيكار كرد؟


    حمید :

    راستی مرسی پری جان بهترم
    خداروشکر


    پري :

    ايشالله حميد خان به اميد خدا شما شيرني رو ميديد.


    حمید :

    تنها کاری میتونیم انجام بدیم اینه که نخوابیم تا نتایج بیاد
    من که دیگه خواب بی خواب


    حمید :

    انشاالله


    +1
    پري :

    واقعا درس ميگيد همين كارو بايد كرد.وقتي گفتن 4 احتمالا 3 بيادش يعني دقيقا 7 روز ديگه.وااااايي


    محمد حسین :

    دوستان و خواهران و برادران
    سعی کنید یه مشغولیتی پیدا کنید اگه قراره از الان اینطوری با استرس فکر کنید که رسما سلامتی به خطر میوفته
    علیک سلام پری خانوم


    حمید :

    سلامت باشی محمد حسین جان
    انشاالله که همه قبول میشیم
    وای خدایا کمک
    بخدا من اگه روزانه ملایر قبول بشم تا یک ماه جشن برگزار میکنم


    پري :

    سلام آقا محمدحسين خوبيد؟
    بهتون تبريك ميگم بابت رتبه خوبتون با وجود تغيير رشته و اميدوارم موفق باشيد در ضمن از راهنمايي هايي كه مي كنيد ممنونم.


    محمد حسین :

    خدا رو شکر
    پری خانم چه فایده
    وقتی غیر تهران نمیتونم برم و رتبه مناسب نیست نمیشه کاریش کرد
    علت این که استرس ندارم هم همینه
    سلامت باشید


  21. حمید
    گفت:

    خب دوستان انگار همه رفتید
    فعلا دوستان


    حمید :

    واقعا همه رفتید؟؟؟؟؟؟؟؟


    محمد حسین :

    رشته و رتبت چطور بود حمید جان؟


    حمید :

    من رشتم منابع طبیعی_محیط زیست هستم
    رتبم شده 290
    شما چطور؟


    محمد حسین :

    950 حقوق
    البته تغییر رشته کنکور دادم


    حمید :

    محمد حسین جان رشتت پذیرشش چند نفر بوده امسال؟
    رشتت چی بوده که تغییر رشته دادی؟


    محمد حسین :

    950 روزانه و شبانه شهرستان میاره اما تهران فکر نکنم
    مهندسی شیمی گرایش پالایش


    حمید :

    خب واقعا جا داره بهت تبریک بگم که با اینکه تغییر رشته دادی ای رتبرو اوردی
    و اگه دوست داری تهران بیاری امیدوارم به خواستت برسی ولی اگه مهم واست اینه که حتما وارد یونی بشی اون دانشگاهی که مد نظرته بیاری


    سمیرا :

    آقا حمید من ناراحت نیستم فقط اینترنتم مشکل داره نمیشه چیزی بنویسم، من هستم


    حمید :

    اشکال نداره سمیرا جان
    سرعت پایین اینترنت چیز جدیدی نیت
    نگران بودم گفتم نکنه چیزی گفتم که ناراحتت کرده باشه


    محمد حسین :

    سلامت باشی حمید جان
    خدا حفظت کنه
    انشااله قبول بشم


  22. سمیرا
    گفت:

    بچه هاااااااااااااااااااااااا یه خبر دست اول، الان از سنجش پرسیدم گفت 4 ام جوابا میاددددددددددددددددددددددددد
    هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


    حمید :

    ابجی سمیرا واقعا اول باید بگم خیلی خوشحالم کردی عزیزم از بابت این خبر
    دوما که استرس سرتا پامو گرفت
    گریهههههههههههههههههههههههههههه


    سمیرا :

    گریه چرا؟ ان شالله گریه شادی من که خودم تا پیامو خوندم دستم یخ کرد


    حمید :

    سمیرا جان دوباره کلی فکر اوار شد رو سرم
    انشاالله که همه قبول بشیمو همش بخندیم
    پاشو برو یه لیوان اب قند بخور افت فشار پیدا کردی


    حمید :

    سمیرا جان رفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    حمید :

    سمیرا جان ناراحت نشی یه زمانی
    اب قندو واسه این گفتم بخور که گفتی دستات یخ کرده


  23. حمید
    گفت:

    …………………
    …………….
    ……….
    ……

    .
    دیدی چی نوشتم؟؟؟؟؟؟؟؟
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    سمیرا :

    این چیه اونوقت؟


    محمد حسین :

    سلام حمید جان
    خوبی عزیز
    الان خوب و سر حالی؟


    حمید :

    خودم دارم تحقیق میکنم شاید یه چیزی ازش بفهمم
    خخخخخخخخخخ


    حمید :

    سلام محمد حسین جان
    اره داداش خدارو شکر بهترم
    شما خوبی ؟چه خبرا؟


    محمدحسین :

    خدا رو شکر حمید جانشما خوب باشی ما همخ خوبیم
    راستی شما داداش بزرگه میشی یا داداش کوچیکه؟


    حمید :

    والا من تیر 69 هستم
    ما داداش کوچیکه میشیم چ اشکالی داره


    محمد حسین :

    حمید جان شما داداش کوچیک گل ما هستی اما دلت بزرگتره
    ارادت داریم حمید جان


    حمید :

    لطف داری محمد حسین جان
    شما احترامت به ما واجبه
    امیدوارم بتونم از تجربیاتت استفاده کنم


  24. حمید
    گفت:

    سلام به همه دوستای خوبم
    امروز یکم کسالت دارم تا الان خواب بودم
    ولی هر چند وقت یکبار میام جواب میدم


    حمید :

    سمیرا جان،سالار جان،محمد حسین جان،مریم جان خوشحال شدم دیدم که اینجایین وانقد شلوغ بوده


    سمیرا :

    سلام حمید جان خدا بد نده!!
    داداش کوچیکه مریض شده وااااااااااااای
    زود رو پا شدی باید بری دانشگاه وگرنه میفرستمت سربازیاااااااااااااااا
    خخخخخخخخخخخخخخ
    شما نیستید خیلی اینجا ساکته


    حمید :

    راستی ندا جان همچنین تو


    حمید :

    بد نبینی سمیرا جان
    لطف داری سمیرا جان
    وای خدا نکنه برم سربازی
    الان رو پا شدم از ترس سربازی
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    سمیرا :

    پس دیگه تمارض نکن و بلند شو زشته 🙂
    خخخخخخخخخخخ


    حمید :

    چشم همین الان پا میشم
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


  25. سمیرا
    گفت:

    نمیدونم امروز چرا بچه ها بی انرژی و سایلنتن ؟! آقا حمید هم که نیستند!!!!!!!!!!!!


    سالار :

    سلام،خوبی سمیرا؟چه خبر؟


    سمیرا :

    سلام آقا سالار من خوبم، در حال رفرش کردن سایت سنجشم بلکی خبر جدیدی بشه


  26. سمیرا
    گفت:

    بچه ها من به سیستم پاسخگویی سنجش پیام دادم و درخواست کردم تاریخ اعلام نتایج رو اعلام کنند امیدوارم تاثیری کنه و زودتر بگن، فکر کنم اگر بقیه شماها هم پیام بدید و درخواست کنید زودتر اعلام کنند
    در حد یه پیشنهاده


    مریم :

    ببخشید دوستان چطوری باید کامنت جدید گذاشت ؟ منظورم پاسخ دادن نیست!
    من کتابداری خواندم ارشد هم همین رشته رو شرکت کردم رتبه ام 20.


    سمیرا :

    مریم جان باید برید آخر صفحه مثل همین مشخصات رو وارد کنید و کامنت خودتون رو بذارید ، شما که با این رتبه حتما قبولید نگران نباشید


    سالار :

    مریم برو پایین صفحه


    محمد حسین :

    اقا سالار شما رشته ات چی بوده و رتبه ات؟


  27. سالار
    گفت:

    درود بر همه دوستان عزیز


    ندا :

    سلااااااااام بر همگی. صبح متمایل به ظهرتون بخیرررررر.
    من سرما خوررررردم شدید… گلوم داره از درد متلاشی میشه.


    محمد حسین :

    درود و دو صد بدرود بر شما اقا سالار


    سمیرا :

    من رتبه ام 300 شده رشته پلیمر ، و شما؟


    ندا :

    وا…. پس کامنت من کجا رفت ؟!!


    سمیرا :

    ندا جان سلام خوبی؟
    بعضی کامنتارو خودش حذف میکنه!!!!!!!!!!!!!!!


    ندا :

    سلاااام عزیزم خوبی سمیراجان. آره والا بعضی کامنتهام غیب میشه خود به خود. خوبی دیگه؟


    سالار :

    سلام محمد حسین ،سمیرا و ندا،خوبید؟


    محمد حسین :

    ممنون و متشکر اقا سالار
    خدا رو شکر خوب خوب
    متاسفانه 950 رشته حقوق
    امیدی به قبولی تو تهرات ندارم ولی حتما باید تو تهران قبول بشم که بتونم برم وگرنه نمیتونم برم
    شاغل هستم و مقدور نیست
    دعا کنید که بشه انشاالله


    سمیرا :

    سلام من خوبم شمارش معکوس شروع شده


    سمیرا :

    آقا محمدحسین انشالله قبولید توکل به خدا کنید


    محمد حسین :

    انشاالله
    توکل به خدا


  28. سمیرا
    گفت:

    سلام من اومدم کسی اومد خبر بده لطفا ، شمارش معکوس شروع شده تا جواب ارشد، ای خا ما رو شرمنده نکن الهی آمیییین


  29. حمید
    گفت:

    محمد حسین جان من واقعا خستم ولی صبح ساعت 10 میام
    ببخشید
    شب بخیر


    محمد حسین :

    سلام اقا حمید گل
    در هر صورت اگر اینطور بحثی باشه و ضرورتی باشه سعیم رو میکنم بیشتر سر بزنم


    سمیرا :

    سلام من هستما


    محمد حسین :

    سلام سمیرا خانم
    نظر شما چیه راجع به ابن بحثی که مطرح کردم؟
    راستی بنده کوچیکترین فرد هستم؟


    مریم :

    سلام من تازه اومدم جدیدم .چقدر کامنت کی بخونه اینا رو من که امیدوارم روزانه قبول شم برام دعا کنید دوستان


    سمیرا :

    نظر خوبیه مافقم، سلام مریم خانوم شما چ خوندی؟ رتبه ات چنده؟


    سمیرا :

    پس چرا هیچ کس نیست؟!!!!!!!!!!!!!


    محمد حسین :

    من هستم سمیرا خانم
    رتبه و رشته شما چی بود؟
    کامنت ها زیاد بودن همه رو نخوندم


  30. حمید
    گفت:

    چه جالب خیلی از کامنتارو تازه الان دیدم
    خخخخخخخخخخخخخ
    اگه جوابشونو ندادم شرمنده همین الان دیدمشون
    بله ندا جان تولدم تیر بود گذشت
    مبارک باشه به خودم


  31. حمید
    گفت:

    سلا م گفتن الان بیام همه اینجان باید یه عالمه کامنت بخونم
    چرا کسی نیست؟


  32. محمد حسین
    گفت:

    با سلام خدمت همه دوستان
    سمیرا خانم ماجرای داداش کوچیک چیه؟ یه توضیحی بدید
    صلاح هم سلاح نوشته بودم اشتباها
    مثلا مباحثی مثل قوی شدن زبان یا نوشتن مقاله یا . . . که بحث بندازیم و تبادل نظر کنیم که نتیجه مفید هم داشته باشه و این کنار هم بودنه نتایج بیشتری هم داشته باشه
    دوستان نظر بدن ممنون میشم


    حمید :

    محمد حسین جان واسه زبان موافقم
    فقط شما یه مشکل عمده داری اونم اینه که یه کامنت میدی دیگه میری تا 5 ساعت بعد
    مطمینا من که دارم پیامتو میخونم و نظر میدم پس مشتاقم تا شما جواب بدی و با این دیر جواب دادن ادم از موضوع فاصله میگیره


    محمد حسین :

    این بحث که میفرمایید درسته حمید جان
    علتشم اینه که بنده شاغلم و یکم واسم سخته دایم تو نت باشم اما خوب اگه لازم باشه سعیم رو میکنم که زودتر سر بزنم بعلاوه اینکه اگه بحث جمعی باشه این مسله کم رنگ تر میشه چون بقیه دوستان هم نظر میدن


    حمید :

    امیدوارم که تو کارت همیشه موفق باشی و روز به روز پیشرفت کنی
    درسته حق داری پس اگه اینطور کامنت میذاری


    سمیرا :

    سلام آقا محمد حسین اگر کامنت های بین من و ندا و حمید آقا رو بخونید متوجه میشید برادر کویچیکه چیه؟! انگار تو این صفحه من از همه بزرگترم همین.


    محمد حسین :

    سلام سمیرا خانم
    خوندم
    عرض ادب مخصوص داریم به خدمت خواهر بزرگتر جمع
    و البته اقا حمید و ندا خانم
    باعث افتخاره که بین این جمع هستم


  33. حمید
    گفت:

    سلام به همه دوستان


    حمید :

    میبینم که کسی حضور نداره


  34. حمید
    گفت:

    سلام دوستان کسی هست؟


    حمید :

    دوستان اینجا هوا شدیدا ابریه
    بارونم داره میاد
    رفتم زیر بارون دعا کردم واسه هممون


    حمید :

    دوستان من رفتم بیرون پیاده روی زیر بارون
    فعلا
    ساعت 9 میام


  35. حمید
    گفت:

    خب سمیرا جات،ندا جان من برم یکم استراحت کنم
    فعلا دوستان


  36. سمیرا
    گفت:

    سلام آقا محمد حسین، نکنه یه برادر کوچیکه دیگه ام اضافه شد؟ خوش اومدید فکر نمیکنم مشکلی باشه مطرح کنید


    ندا :

    ای جاااااانم . از طرف منم حتما ببوسش سمیرا جون.


    ندا :

    حمییییید واقعا هم تکلیفت باخودت روشن نیست:) خودت پیشنهاد خشن میدی به خاله سمیرا بعد پشیمون میشی


    حمید :

    هر کاری کردم دلم نیومد


    سمیرا :

    مرسی من فقط بوسش میکنم دلم نمیاد اصلا گاز بگیرم، انقد رو بچه حساسم که خدا میدونه ، کلا فعلا کار ما شده انتظار برای ارشد و خاله شدن مجدد


    حمید :

    انشاالله که روزی میرسه از دانشگاه (در مقطع ارشد)برمیگردی توحیدو میگیری بغل بعد یاده این کامنت من میوفتی که گفتم به جای من یه بوس تپل ازش بکن و میزنی زیر خنده


    سمیرا :

    حتما یادم میفته مطمئنم، اگر باشیدمیام میگم که بوسش کردم از طرف شما


    حمید :

    مرسی سمیرا جان


    حمید :

    ندا خوابت برد
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


  37. سمیرا
    گفت:

    ندا جان خوندم، صفحه مشکل داشت، این عکس روی جی میلمه و اینجا هم که ایمیلم رو وارد میکنم عکسم میاد همین


    ندا :

    آهان :)) چه نی نی خوشگلی . من عاااااشق بچه ام شدیییییییییییید


    حمید :

    من همینجام ندا جان و دارم کامنتارو میخونم
    منم رفتم رو ایمیلم عکس بذارم
    همینجام
    وای تورو خدا دعا کنید قبول بشم


    حمید :

    من خودم با بچه ها خوب ارتباط برقرار میکنم
    دیروز فامیلمون اومد اینجا تا زمانی که رفت بچش پیش من بود
    ماشاالله فقط میخندید


    ندا :

    منم همینطوری ام. هر بچه ای توی خیابون یا هر جا میبینم میرم از مامانش میگیرمش بغلش میکنم 🙂 تا این حد دیوونه ی بچه ام.


    سمیرا :

    من عاشق بچه ام اتفاقا یه تو راهی داریم هنوز نیومده من هر شب باهاش باز میکنم، میخوام بخورمش اساسی ، آبجیم میگه اگر 20 گرفتی میدم باهاش بازی کنی نامردددددددددددد
    ولی من بیست میگیرم مطمئن باشید


    ندا :

    ای جاااااااانم ، به سلامتی عزیزززززم . ان شالله قدمش خیر باشه براتون و صحیح و سلامت به دنیا بیاد.
    حتما که همینطوره تو ان شالله موفقی .


    حمید :

    مبارکه مبارکه
    پیشاپیش قدم نو رسیده مبارک
    ببین تا اومد به جای من یه گاز اساسی از لپش بگیر و فرار کن


    حمید :

    ای وای شرمنده انقد گرم بچه شدم یادم رفت واسه خالش دعا کنم
    انشاالله 20 بیستی شک نکن


    ندا :

    اسمشو چی میذارید ؟ دختره یا پسر؟


    محمد حسین :

    سلام به همه دوستان
    گروه خوبیه و ماشاالله روابط حسنه
    یه نظری دارم که بیایم فراتر از احوالپرسی یه سری بحث مطرح کنیم و همه نظراتشون رو بگن تا از سواد و اطلاعات بقیه بهره ببریم
    نمیدونم شاید تو جمع سنم کم باشه و این پیشنهاد رو بی ادبی تلقی نکنید
    بازم هر طور سلاح میدونید


    سمیرا :

    اسمش توحید
    ممنون انشالله در آینده قسمت شماها باشه، البته بعد از درس هاااااااااااااااااااااا گفته باشم! خخخخخخخخخ
    من گاز بگیرم فرار نمیکنم که با جسارت تمام وای میستم و بعدی رو میگیرم


    حمید :

    سلام محمد حسین جان
    بفرمایید خواهش میکنم


    ندا :

    سلام محمدحسین خان. بفرمایید چه بحثی .
    اگه “”” صلاح “”” بود راجع بهش حرف میزنیم. نظرتون رو بگید


    حمید :

    اخه بچه به اون نازیرو چطور دلت میاد گاز بگیری (تکلیفم با خودم مشخص نیست،چیه مگه؟؟؟؟؟؟؟)
    فقط باید نگاش کنی


    حمید :

    اسمشم مثل خودش قشنگه


  38. سمیرا
    گفت:

    ندا و حمید جان من آخرین بچه خانواده ام و داداش یا خواهر کوچیکتر ندارم بنابراین خوشحالم آجی کوچیکه و داداش کوچیکه دار شدم، امیدوارم این حضور همیشگی باشه، و اگر در موردی کمک خواستید بگید بتونم قطعا کمک میکنم مطمئن باشید


    ندا :

    برعکس شما من بچه ی اولم و بزرگتر از خودم خواهر و برادری ندارم 🙂 حس خوبیه آجی کوچیکه شدن 🙂


    حمید :

    مرسی ابجی سمیرا
    من خواهر بزرگتر ندارم که الان دارم


    ندا :

    به به چه خانواده ی شادی داریم 🙂 برداران و خواهران دوست داشتنی.


    سمیرا :

    چه جالب خداروشکر امیدوارم مفید باشم، اما تعریف از خو نباشه باور کنید خیلی به درد میخورم حالا خواهید دید خخخخخ
    راستی بابت توضیح علمیتون درباره گرسنگی هم ممنون هم آجی کوچیکه هم داداش کوچیکه 🙂


    ندا :

    رفتید دوستان ؟


    سمیرا :

    رفتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    ندا :

    سمیراجون اون عکس بچه رو چطوری گذاشتی ؟


    سمیرا :

    ندا جان من هستم


    حمید :

    نه والا من هستم
    همش صفحرو رفرش میکنم تا پاماتون بیاد


    ندا :

    سمیراجون سوالمو خوندی ؟ پرسیدم عکس اون بچه رو چطوری گذاشتی ؟
    حمیییید زیاد تاخیر داری


  39. حمید
    گفت:

    وبلاگ جالبی داری
    دل نوشته های خودته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    سمیرا جان میدونی دلیل گرسنگیت چیه


    ندا :

    سمیرا جون
    من متولد فردوردین 70 ام.

    + مرسی حمید خان. آره بیشتر متنها به جز شعرها برای خودمه. من یک زمانی طبع نویسندگی داشتم


    ندا :

    سمیرا جون تو چی ؟
    حمید احتمالا نیمه ی اول 69 درسته ؟ چه ماهی ؟


    حمید :

    قابل تحسینه
    افرین
    منم 4/69


    سمیرا :

    من متولد 63 ام از همه بزرگتر انگار منم!!!!!!!!!
    خوبه متنهات انشالله بعدا سر بزنیم و مطالب جدید ببینیم


    سمیرا :

    حمید جان دلیل گرسنگیم چیه؟ من اردیبهشتم ندا تو چی؟


    ندا :

    وااااای تیر 🙂 پس تولدت گذشت . مبارک باشه.
    وای سمیرا جون پس خواهر بزرگه ی ما هستی .:)


    ندا :

    من گفتم فروردین. پس جفتمون بهاری هستیم سمیرا 🙂


    حمید :

    سمیرا جان خوشحالم که یه دوست به سن شما پیدا کردم که به عنوان یه دوست با تجربه بیشتر از تجربیاتش استفاده کنم
    همچنین شما ندا جان


    ندا :

    آره واقعا ، سمیرا خانم باعث افتخارمه باشما همکلام هستم.
    مرسی حمید خان . من آجی کوچیکه ی همتونم


    سمیرا :

    نگفتی دلیل گرسنگیمو؟ منم خوشحالم دوستایی مثل شماها دارم که به من انرژی میدن، من بهمراه دوستام قطعا ارشد قبولیم


    حمید :

    سمیرا جان دلیل گرسنگیه شما زیاد فکر کردن و استرس زیاده
    زمانی که به مغز زیاد فشار میاری بخاطر مسایلی که نیاز به فکر کردن داره مغز بخاطر استراحت و فرار از حل اوم مسایل ایجاد گرسنگی کاذب میکنه تا برای خودش وقت بخره
    دلیل گرسنگی شما هم بهمین خاطر


    ندا :

    آره درست میگه حمید . من وقتی استرس دارم و کمی مضطرب ، معدم میسوزه و احساس گرسنگی بهم دست میده


    حمید :

    ندا جان (ابجی کوچیکه)


    ندا :

    آبجی کوچیکه :)) من تا حالا آجی کوچیکه نشدم ، چون خودم بچه اولم 🙂


    حمید :

    مرسی از تایید ندا جان


    ندا :

    خواهش حمییید. آخه حرفت کاملا علمی بود . باریکلا دکتر


    حمید :

    لطف داری ندا جان
    نمیدونم من الان از تعریفی که کردی قد کشیدم یا سقف اومد پایین
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    ندا :

    واااااای 🙂 رفتی روی ابرها ؟؟


    حمید :

    کلی خندیدم به حرفت
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


  40. حمید
    گفت:

    همه رفتید؟


    ندا :

    نه والا حمییییییید من 1 ساعته منتظرم جواب بدی . روی اسمم کلیک کردی ؟


    ندا :

    حمید من جواب دادم . تو جواب ندادی هنوووووووز. پس چرا من خودم میتونم کامنتهامو بخونم.


    ندا :

    نظراتمو می بینی حمییید ؟


    ندا :

    عجب بند و بساطی داره این سایت


    ندا :

    آدرس وبلاگمو که میذارم نظرم ثبت نمیشه.


    سمیرا :

    من هستم بخدا


    حمید :

    ندا جان اخرین کامنتت اینه:
    حمییییییید جااااان خوبی ؟؟ کجایی ؟ پس برای کجا بود . خوب دارم باهات حرف میزنم. خوابت میاد فکر کنم .
    آدرس وبلاگمو گذاشتم. کلیک کن بیا ببین


    ندا :

    اگه الان نظرم ثبت شد . روی اسمم کلیک کن. الان اسمم رنگش آبی شده


    سمیرا :

    ندا جان حمید راس میگه دیگه


    ندا :

    خوب یک کار دیگه . توی گوگل بنویس : یک شکوفه شعر . اولین آدرسو باز کن . اون وبلاگ منه.


    حمید :

    خب ادرسشو جوری دیگه بنویس
    جدا جدا تو کامنتهای مختلف بنویس
    سمیرا جان خب از تو چه خبر؟


    سمیرا :

    من خوبم، فقط نمیدونم چرا این روزا انقد گرسنم میشه؟! ندا جان اسمش ترنم بهاره؟


    حمید :

    نوشتم
    دارم نگاهش میکنم


    ندا :

    آفرییییییییییییین سمیرا جون . آره ترنم بهار آدرس انگلیسیشه. ولی تو گوگل بنویسی یک شکوفه شهر هم میاد


    سمیرا :

    چرا وبلاگت به روز نیست؟


    ندا :

    نظرم بذارید همونجا جوابتونو میدم. بیشتر متن ها برای خودمه به جز شعرها


    سمیرا :

    راستی بچه متولد چه سالهایی هستید؟


    ندا :

    وقت نکردم سمیرا جون . درگیر درسهای دانشگاه شدم دیگه فرصت نکردم


    ندا :

    “””””من متولد فردوردین 70 هستم””””””””


    حمید :

    من متولد 69


  41. حمید
    گفت:

    لطف داری
    باور کن بخاطر اینکه زود جواب بدم نفهمیدم ناهار چی خوردم انقد زود ناهار خوردم
    راستی ناهار نوش جان


    ندا :

    نوش جان.مرسی:)) ماکارونی خوردم 🙂 زبونم آفت زده اصلا نمیتونم چیزی بخورم.


    ندا :

    [تشویش]


    حمید :

    جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چیییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    ندا :

    🙂 وااااااای ترکیدم از خنده ….. من یک شکلک مضطرب گذاشتم 🙂 ببین چی شده:)))))))))))))))))
    تشویش ، همون اظطراب و استرس


    ندا :

    بچه ها من یک وبلاگ دارم . اگه دوست داشتید یک سر بهم بزنید. نوشته ها فقط برای خودمه . فقط شعرها از شاعرهای محترمه. . اینم آدرسش : http://www.taranomebahar.blogfa.com


    ندا :

    البته خیلی وقته دیگه چیزی ننوشتم. وقت نداشتم.به دلیل علاقه ی زیادم به شعر این وبلاگو ساختم


    حمید :

    ندا جان این کامنت مال اینجا بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    ندا :

    حمییییییید جااااان خوبی ؟؟ کجایی ؟ پس برای کجا بود . خوب دارم باهات حرف میزنم. خوابت میاد فکر کنم .
    آدرس وبلاگمو گذاشتم. کلیک کن بیا ببین


    سمیرا :

    اینترنت خیلی حالش بده بچه ها اهههههههههههه


    حمید :

    والا ندا جان من چشمام شبیه جغد بازه
    اون بالا ادرسی نیست فقط نوشته تشویش
    همیننننننننننننننننننننننننننن
    من خوابم نمیادددددددددددددددد
    سلام سمیرا جان
    اره اینترنت قاط زده اسسی


    ندا :

    الان روی اسمم کلیک کن. توی همین نظر


  42. فاطمه
    گفت:

    (منظورم فامیل بود)
    اینجا بچه هنری نداریم؟
    کسی آمار رتبه قبولی های پارسال تصویر سازی رو داره؟


    ندا :

    رفتم ناهار خوردم.
    سلام فاطمه جان. نه من اطلاعاتی در این زمینه ندارم.
    نه حمییید خداییش در همه حال حضور داشتی.


    فاطمه :

    مرسی نداجون.
    خب چی میشد بجای دکتری اول جواب ارشد میومد.
    جواب دکتری همینجوری یهویی اومد؟؟؟؟


    ندا :

    نه عزیزم 2 روز قبل مثل اینکه گفته بودن یکشنبه میاد.


    فاطمه :

    مرسی ندا جون.


    حمید :

    زیاد فرقی نمیکنه
    خودتونو سرگرم کنید
    فقط به این فکر کنید که قبولید


  43. فاطمه
    گفت:

    سلام بچه ها
    چقدر خوبه که آدم ببینه تنها نیست.
    کسی فایلی آشنایی … تو سازمان سنجش نداره حداقل بدونیم دارن چیکار میکنن؟


    حمید :

    سلام والا فاطمه جان من که اشنایی ندارم ولی چیزی که مشخصه جوابا باید بین 5 تا 8 بیاد رو سایت


    فاطمه :

    ما خییییییلی مظلومیم بخدا.
    چقدر باید صبر کنیم:(
    مرسی حمید جان


    حمید :

    دیگه عادی شده
    خواهش میکنم فاطمه جان
    غصه نخور به امید خدا همه قبول میشیم و به این روزا با لبخند نگاه میکنیم


    فاطمه :

    اییییییییییییییییشاا…


  44. حمید
    گفت:

    دوستان همه رفتید؟؟؟؟؟؟؟


    ندا :

    خووووووب جواب ندااااااادی . این چه بودنی هست وقتی جواااب نمیدی. والا بخداا


    حمید :

    والا من جواب دادم
    شده تا الان من جواب ندم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    حمید :

    ندا جان حالا کی جواب نمیده ؟؟؟؟؟
    من یا تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    ندا :

    رفتممممممممممم ناهار بخداااااااااا:))


  45. حمید
    گفت:

    سلام محمد حسین جان
    بعله خوندم و مرسی از راهکارات داداش
    بسلامت پری جان ،تونستی زودتر بیا
    گلشن جان توام زودتر بیا


    ندا :

    حمید من به تو گفتم شروع کن زبان خوندن. ولی هنوز خودم شرووووع نکردم. !! 🙂


    سمیرا :

    راستی امروز زنگ زدم سازمان سنجش بلکی خبری بگیرم، تلفن گویا بود برای نتایج نهایی ارشد هنوز خطشو راه ننداختن 🙁


    ندا :

    خوب مثل اینکه رفتییییییییید. منم رفتم. فعلا .


    حمید :

    من هستم


  46. حمید
    گفت:

    دیگه شرمنده ندا جان من با لقبت اشنایی نداشتم
    خب چه خبرا؟
    تو سوغاتی نیاوردی از مشهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟زود تند سریع جوا بده


    ندا :

    خواهش میکنم.
    عااااالی بود مشهد ، یک سفر معنوی ، من اونجا فقط تا تونستم برای خودم لباس خریدم :))))))) عاشق خرید کردنم.
    من سوغاتی برای شما یک عالمه دعا آوردم که ان شالله همگی حاجت روا بشید.


    ندا :

    نظرم تایید نشد. حمید گفتم تو صد در صد ملایر قبولی ، من دوستم پارسال با 340 روزانه ملایر زیست گیاهی قبول شد


    حمید :

    ندا جان خدا از دهنت بشنوه
    قبول بشم ملایر شیرینیرو 100 % میدم
    راستی ندا جان کدوم نظر؟تا الان شده تو نظری بدی تایید نشه


    ندا :

    آره اول که اومدم نظر دادم تایید نشده. نوشته در حال بررسی. همینم که نوشتم ملایر قبولی هم در این نظرم بود.


    سمیرا :

    منم چهارشنبه میرم یه سر تا جنگل بگردم و برگردم جاتونو خالی میکنم انشالله اونجا سوغاتی نداره خخخخخخخخخخخخخخخ


    حمید :

    مرسی ندا جان واقعا مرسی
    سمیرا جان ادمی که فقط سوغاتی بخواد از هرجا میتونه سوغاتیشو گیر بیاره واسه من از جنگل سوغاتی یادت نره
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    سمیرا :

    چه جوری بهتون بدم آخه حتی من موندم چه جوری شیرینی قبولی بخوریم؟!


    حمید :

    سمیرا جان شما اجازه بده نتیجه بیاد
    نهایتش 1 ماه ماشینو پر بنزین میکنم ایران گردی راه میندازم شروع میکنم شیرینی خوردنوسوغاتی گرفتن


    سمیرا :

    یعنی تا این حد؟!!!!!!!!!!! من که بعید میدونم شما اونموقع سرت شلوغه و مشغوله درس و پروژه اید چه جوری یه ماه میاید برای ایرنگردی و گرفتن سوغات وشیرینی ؟!!!!!!!


    حمید :

    پس چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    شک نکن سمیرا جان
    بحث شیرینیو سوغاتیه
    تو که در دسترسی من سالی 2 بارو تهران میام حتما پس اماده باش


  47. ندا
    گفت:

    سلاااااااااااااااااام سلاااااااااااااااام
    ماشالله شما چقدر فعالید …. 🙂
    من دیروز همش خواب بود از خستگی سفر ..
    حمییید راستی یک چیزی ، من اطمینان دارم دانشگاه ملایر قبولی ، میدونی چرا ؟؟!!!
    چون دوستم پارسال با رتبه ی 340 زیست گیاهی ملایر روزانه قبول شد . حالا تو اگه روزانه قبول نشی شبانه صد درصد قبولی.


  48. گلشن
    گفت:

    سلام دوستان
    چیزی تا اعلام نتایج نمونده … دعا کنین واسم منم واسه تک تکتون دعا میکنم ، یکم شهریور میرم مشهد البته هنوز 25 درصدش قطعی شده خخخخخخ قبل از اینکه برم میام میگم ک قطعی شده یا نه خخخخخخخ
    ندا موش گیر خیلی وقته نیومده هاااااااااااا خبری ازش نیس خخخخخخخ فک کنم دنبال موشاس هنوز خخخخخخخخخ محمد هم نیومده اونی ک معلم بود خخخخ بقیه هستن الحمدالله خخخخخخخخخخخخ


    حمید :

    سلام گلشن جان
    من که واسه همه دعا میکنم
    نمیشناسم
    گلشن رفتی مشهد سوغاتی یادت نره
    دعا واسه من یادت نره ها


    پري :

    سلام گلشن جان.انشالله به سلامتي مارم دعا كني داري ميره كه قسمت بشه بيايم…


    ندا :

    حممییییید تو منو نمیشناسی ؟؟؟ گلشن جااان من هستم عزیزم. یک هفته مشهد بودم . جای همگی خالی . ان شالله تو هم بری و حسابی بهت خوش بگذره


    گلشن :

    حمید من سوغاتی بیارم چجوری برسونم دستت؟ خخخخخخخخ باشه پری جون حتما دعا میکنم … پری بچه کجایی؟


    حمید :

    ندا جان اولا که سلام
    دوما تو لقبت موش گیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    سوما که این چه لقبیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    پري :

    سلام ندا جان.دوستان نتايج دكترا اومده رو سايت.كاش مارم غافلگير كنن بياد…


    حمید :

    تو بیار من خودم میگیرمش ازت


    پري :

    مرسي گلشن جان.من بچه استان كردستانم.شهرستان كامياران نزديك كرمانشاهه.


    ندا :

    بله آقا حمید من لقبم ندا موش گیره ، یادش بخیر اواخر فروردین بود که با بچه های اینجا دوست شدیم ، رضا بود ، محمد بود و گلشن :)) یادش بخیر. من و گلشن فعلا بازمانده های او دورانیم. من یکی از واحدهام آناتومی بود که موش رو تشریح کردیم ، برای بچه ها تعریف کردم که چطوری موش زنده رو دستم گرفتم ، دمشو گرفتم و از ترس ولش کردم رو زمین ، استادمون اون واحدو بهم داد 11 ….


    گلشن :

    پری جان کردستانی هستی؟ چ خوب … ندا موش گیر نگو بازمانده ی حسی بهم دست میده خخخخخخخخخ بچه ا من باید برم خونه فعلا بای الان کافی نتم خخخخخ


    حمید :

    گلشن جان هنوز کافی نتی؟
    بابا مگه از تحریم نیومدی بیرون؟


    پري :

    منم بايد برم مهمون داريم دوستان فعلا خدافظ.به اميد قبولي


    محمد حسین :

    سلام به همه دوستان
    ماشاالله گلشن خانم امار همه رو دقیق داره
    جمع خوبیه و خوشحالم که تو این جمع هستم
    راستی اقا حمید و گلشن خانم اون متن ها رو راجع به زبان خوندن؟


    سمیرا :

    گلشن جان میری مشهد منم دعا کن تور خدا، 5 ساله تذکره نداده برم پابوسش دلم میخواست میشد مییرفتم، شما که میری انشالله منو یادت نره هااااااااااااااااااااا! ارشدم تهران روزانه قبول بشم


  49. پري
    گفت:

    يعني من چدونم بسته باشه آماده حركت؟شماهم قطعا قبوليد دوستان…


    سمیرا :

    بعلهههههههههههههه، وقتی دل من یه چیزی رو میگه مطمئن باش، جدی میگم شیرینی میخواما گفته باشم


    حمید :

    اره بابا شک نکن
    باور کن تو قبولی و چمدوناتو ببند زود تند سریع
    از الان تبریک منو قبول کن پری جان
    واسه منم دعا کنید


    حمید :

    سمیرا جان شما خودت شیرینیتو اماده کن
    پری جان توام همینطور


    پري :

    واااي خدا جووون مرسي.به روي چشم شيرني هم ميدم اما چطوريش با شما ديگه.
    منم از الان تبريك ميگم چون قبوليم همه….
    چمدوناي همگي بسته ميشن.


    پري :

    حميد خان پس شما چي مي خواي شيرني ندي.نخير شما بايد قبل همه بدي


    حمید :

    چشم باور کنید من فقط قبول بشم شیرینیرو حتما میدم


    سمیرا :

    چمدونتو ببند پری جان و مراقب باش چیزی جا نمونه و دعا کنید من همین تهران قبول بشم که نیازی به چمدون نباشه


  50. حمید
    گفت:

    خب دوستان هیچ استرسی بخودتون وارد نکنید به امید خدا همهه قبولیم


    پري :

    به اميد خدا حميدخان.شروع كلاسا كي هست؟
    اروميه نوشته 22 شهريور.


    حمید :

    اره برمیگرده به تاریخ شروع ثبت ناما
    ولی احتمالا از همون22 شهریور شروع میشه


    سمیرا :

    حمید خان و پری جان و دیگر دوستان نگران نباشید من مطمئنم قبولیم، و خدا دعای مادر رو رد نمیکنه


    حمید :

    انشاالله
    من که بابام بهم گفت تو از بابت دعای من خیالت راحت دو قبضه دعات کردم
    مامانم هم که 24 ساعته دعا میکنه چون میدونه هدفم چیه میگه انشاالله قبول میشی که به هدفت برسی


    پري :

    انشالله كه همينطوره سميرا جان…


    سمیرا :

    آره میچسبه برای جواب نهایی قراره گوسفند بگیره بابام بزنیم به بدن خخخخخخخخخخخخخخخ


    حمید :

    به به سمیرا جان لطفا یه رانشو بفرست
    حالا چون اصرار داری باشه دل و جگرشو هم بفرست
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    سمیرا :

    پری جان شما که بیخود نگرانی بخدا من مطمئنم اونجایی که دلت میخواد میاری، راستی تهران هستی؟


    حمید :

    منم شک ندارم پری جان ارومیه قبوله
    رتبش خیلی عالی شده


    پري :

    مرسي سميرا جان و حميد خان از اميددادنتون.اما استرس هميشيه هست.نه من يه شهرستان نزديك كرمانشاهم.


    حمید :

    خواهش پری جان
    متاسفانه همین استرسه که کار مارو خراب کرده
    البته من خودم ب پری حق میدم
    واقعا همه ما استرس داریم


  51. پري
    گفت:

    سميرا جان من روزي چندين بار ميرم تو سايت سنجش كه يه خبري يه چيزي اما خبري نيست.
    خيلي آدمو حرص مي ده اين روزا و كاراي سنجش


    سمیرا :

    من هر روز صفحه اش جلوم بازه، هی رفرش میکنم بلکی خبری بشه، آقا حمید راست میگه جواب اولیمون زودتر رفت رو سایت منم داشتم رفرش میکردم اونموقع دیدم و زود فهمیدم قبول شدم، انشالله این سری هم زودتر بیاد و همه شاد بشیم، راستی اینکه شروع کلاسها از 15 ام تا 22 ام شهریوره حقیقته؟


    حمید :

    من تا دیدم جوابا اومده رو سایت زنگ زدم پسر عمم که نگاه کنه
    اونم نگاه کرد اول بهم نگفت گفت پاشو بیا اینجا نگو میخواست ازم شیرینی بگیره
    ولی انقد حالم خراب بود نگاه سیستم کردم اول کارناممو دیدم خیال کردم قبول نشدم


    سمیرا :

    من که انگار کور شده بودم جوابمو نمیتونستم ببینم دنبالش میگشتم ولی خودم جوابمو دیدم، بعد مامانم انقد خوشحال بود اشتباهی هی به گوشی خودم زنگ میزد خبر بده، خیلی دوست داره قبول بشم


    پري :

    منم اينجا بودم كه گفتن جوابا اومده.چون خواب ديده بودم داداشم مياره جرات نداشتم ش داوطلبي رو بزنم داداشمم نبود دو ساعت ديگه مي اومد.صبر كردم تا بياد بهشون گفتم بابلاي 20 باشه بهم نگيد رفتم تو حياط مي ترسيدن بهم بگن اولش ناراحت شدم چون تهران و مي خواستم بعدش كم كم بهتر شدم.انشالله همگي شاد ميشيم.


    حمید :

    باورت میشه منم اینطور شده بودم خیال کردم قبول نشدم رفتم نشستم گوشه اتاق ،پسر عمم گفت چیه؟گفتم قبول نشدم .گفت چی میگی پاشو بیا نگاه کن قبول شدی
    در عرض 5 دقیقه به کل فامیل و در و همسایه خبر دادم
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    پري :

    سميرا جان ايشالله بجز خودمون اطرافيانمونم شاد مي كنيم.


    حمید :

    همه مثل همیم
    پراز استرس
    انشاالله که تموم بشه و همه قبول بشیمو بریم دانشگاه مورد علاقمون


    سمیرا :

    انشالله، حمید خان خندم گرفت گفتی همه همسایه ها و فک و فامیل خبر دار میشن، من خواهر و برادرم فهمیدن که خیلیم خوشحال شدن بیشتر از همه مادرم، امیدورام غیر از خودمون بقیه هم شاد بشن پری جان


    حمید :

    من خوشی کردنم اینطور نیسست که خیل ساده باشه وقتی خوشحالم کلا همه خوشحال میشن وقتی هم حالم گرفته باشه حال همه گرفته میشه
    ولی واقعا خوشحالیه خانواده یه چیز دیگست
    دعا کنید شرمندشون نشم چون واقعا واسم سنگینه اساسی


    پري :

    من مامانم همه همسايه هارو شيرني داد.فك و فاميل هم گفته بودم زير ده باشم شام ميدم كه نشد.اما همه در عرض يه ساعت ريختن اينجا.شادي اينجوري خيلي مي چسبه واقعا.


    حمید :

    من که به کل فامیل شیرینی دادم
    پسر عمم ازم قول گرفته هرجا قبول بشم منو ازاد ببرمش شام بیرون ولی با جان و دل قبول کردم
    ولی واقعا راست میگی پری جان اونطوری لذتش هزار برابره


  52. سمیرا
    گفت:

    سلام بچه ها من اومدم، کسی بود بگه، این دو روز اینترنت حالش بد بود نمیشد درست بیام تو سایت 🙁


    ناشناس :

    سلام علییکم
    خوبی شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    حمید :

    اشکال نداره
    مهم اینه الان حضور داری سمیرا جان


    سمیرا :

    چرا هیچ کس نیست؟


    پري :

    سلام سميرا جان و حميد خان.اينترنت مام تعريفي نداره چندبار بايد رفرش كرد تا صفحه بياد.خوبيد؟
    ممنون حميد خان خوابگاه رو بدن مهم نيست خودگردان باشه يا دولتي.


    سمیرا :

    چه عجب؟! خوش اومدید


    حمید :

    من هستم
    یعنی انقد کوچیکم کامنتام معلوم نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    حمید :

    مرسی
    خوبی سمیرا جان؟


    پري :

    دوستان ميدونيد داره در حق مون اجحاف ميشه؟
    پارسال دكترا 12 شهريور اومده ارشد6شهريور امسال دكترا قراره امروز بياد اونوقت ما معلوم نيست…
    مظلوم بودن در اين حد؟؟؟؟


    سمیرا :

    بعد از پیامم تازه معلوم شد! خوبید؟


    حمید :

    سلام پری جان
    اشکال نداره امسال همش واسه ما شده استرس


    حمید :

    مرسی سمیرا جان
    چه خبرا؟


    سمیرا :

    خوبم، پری جان کلا سنجش همه رو سرکار گذاشته انگار هنوز جواب دکتری هم رو سایت نرفته


    حمید :

    واسه جواب اولیه خودمونم 1 روز زودتر جوابارو گذاشتن رو سایت
    کلا برنامشون معلوم نیست


    حمید :

    به امید خدا
    من که مامانم میگه تو حتما قبولی
    امیدوارم خدا کم که شرمندشون نشم


  53. پري
    گفت:

    حمید خان خودگردان نمی دونم هزینه هاش چطوره من سنندج که بودم دولتی بود خوابگام اما بچه هایی که خودگردان بودن ترمی 600 بود الان بیشترشده و خودگردانم بدن شرایطش خوب باشه خوبه اما شرایط بد نمی شه.


    حمید :

    پری جان ببخشید ولی من دیشب خیلی خسته بودم زود خوابیدم متوجه نشدم کامنت دادی
    قیمتشو واست پیدا میکنم


    حمید :

    پری جان انصراف چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اصلا فکرشم نکن ،خیالت راحت خوابگاه میدن بهت
    دیگه ازین فکرا نکن


    حمید :

    از 126 دانشگاهی که در دفترچه بررسی شد، دانشگاه های اراک، اردکان، ارومیه، بزرگمهر قائنات، بیرجند، تربیت‌حیدریه، حضرت معصومه(س)، خلیج فارس، شهیدمدنی آذربایجان، شهید مطهری تهران، فسا، کاشان، ملایر، جهرم، صنعتی ارومیه و هنر تهران 16 دانشگاهی بودند که فقط خدمات خوابگاهی خودگردان ارائه می دادند.
    شوکتی قیمت اجاره بهای خوابگاه‌های خودگردان را به صورت ماهانه در سال جاری بین 120 تا 250 هزارتومان اعلام کرد و افزود: به طور تقریبی می توان گفت نرخ اجاره بهای خوابگاه ها ماهانه بین 120 تا 250 هزارتومان خواهد بود.

    در حالی شوکتی قیمت اجاره بهای خوابگاه های خودگردان را بین 120 تا 250 هزارتومان اعلام می کند که هیچ یک از دانشگاه ها براساس آن عمل نکرده و هر یک با توجه به شاخص های خود قیمت های متفاوتی را ارایه کرده اند به عنوان مثال دانشگاه تبریز عنوان کرده است که دانشجویان در سال اول در خوابگاه خودگردان اسکان داده می شوند و قیمت اجاره بها نیز به صورت آزاد و از طرف دانشجو پرداخت می شود.


    حمید :

    پری جام دانشگاه قم اعلام کرده که دانشجوهای دختر با پرداخت ترمی 600 از خوابگاه های خودگردان استفاده میکنن
    پس هنوز همون 600 تومنه


  54. حمید
    گفت:

    پری جان من از همین الان بهت قول میدم تو ارومیه قبولی اصلا شک نکن


    پري :

    ممنون حميد خان انشالله شما هم هرجا دوس داريد و لياقتش رو داريد قبول شيد چون مي دونم لياقت بهترين هارو داريد.


    حمید :

    خواهش میکنم
    متشکرم پری جان،،لطف داری


    حمید :

    خب پری جان امیدوارم شب خوبی داشته باشی
    یه روز دیگه ازین انتظظار هم تموم شد
    به امید خوشحالی کردن تو روز اعلام نتیجه


    پري :

    حميد خان يك شب ديگه از انتظارا تموم شد من شديدا خوابم مياد.شب آرومي و شادي داشته باشي به اميد روزاي پر از موفقيت.


    حمید :

    شب خوبی داشته باشی پری جان
    امیدوارم همه خوشحال باشیمو لذت ببریم وقتی که نتایج اعلام میشه
    شب بخیر


  55. مهتاب
    گفت:

    پری جان خوشحالم که با نظرم موافقی.
    راستی حمید جان چرا میگی لباسات به یونی نمیخوره؟یعنی اینقدر خفن گرفتی!!!!هر چی که گرفتی مبارکت باشه و انشاالله به شادی بپوشی


    حمید :

    مهتاب جان تریپ باب پارتیه تا یونی
    گرفتمشون عکس میگیرم میذارم پروفایلم
    ولی مسخره نکنید


    مهتاب :

    فکر کردم لباساتو خریدی پس تو هم مثل ما منتظر نتایجی .وای ی ی ی بچه ها فکرشو کنید نتایج بیاید و همه قبول شده باشیم بعد حالا مزه میده که بری بازار و با کلی شادی خرید کنی………


    مهتاب :

    نه حمید جان مسخره چیه. تیپ به این قشنگی لباس هم به این قشنگی دیگه مسخره کردن نداره.


    پري :

    مهتاب جان با اينكه احتمال قبوليم بالاست اما چمدونم و ميارم لباسامو مي چينم بازم ميذارم كنار بازم دست و دلم به خريد نميره.استرس كلا روحيه مون بهم ريخته سازمان سنجش هم كه خدا خيرش بده كم اذيت نميكنه…


    حمید :

    خب پس 100 درصد میخرمشون
    فقط مشکلم اینه اینطور تیپی بزنم استادا باهام لج نکنن کلیم درس بخونم بگن این درسخون نیست الکی ضد حال بزنن


    پري :

    اره ديگه مي خواستي ريشه ش چي باشه خب اين سخنان گهرباره حميد خانه ديگه….
    خخخخخخخخخخخ


    مهتاب :

    حمید و پری عزیز
    من باید برم واسه شام. خوب یه روز دیگه هم گذشت دوستای خوبم.به امید قبولی شبتون بخیر و شادی. فردا صبح میام اگه اومدید خبر بدید. فعلا خدانگهدار همگی


    حمید :

    شبت بخیر مهتاب جان
    امیدوارم روز اعلام نتایج شاده شاد باشی
    پری جان من رتبم 49 بود الان در دانشگاه مقصد بودم منتظر میموندم تا ثبت نام شروع بشه زودد برم ثبت نام


    پري :

    نوش جان مهتاب جان شب خوش عزيزم/


    حمید :

    راستی مهتاب جان نوش جان


    پري :

    حميد خان مرسي اما باور كن اين استرس رو همه دارن و به رتبه نيست همه دلشوره دارن.
    اگه خوابگاه ندن شايد مجبور به انصراف بشم و واقعا ميترسم.


  56. پري
    گفت:

    مباركه حميد خان.انشالله كه همگي ميريم خريد برا يوني.كم كم آروم اروم ميريم.


    حمید :

    مرسی ولی منم تا جواب نیاد نمیخرمشون
    اولا که اصلا دلم بخرید نمیره چون استرسم نمیذاشت خوب فکر کنم
    دوما دوست دارم با شادیه تمام لباسارو بخرم
    مهتاب جان همه استرس داریم ولی اصلا بهش فکر نکن ،ریشه وسواس از استرسه اینو یادت باشه(یکی باید اینارو بخودم بگه)
    انشاالله تو دانشگاه ملایر کامل همه چی رو توضیح میدم
    با پری جانم با اوو تماس میگیریم تصویری باهم حرف میزنیم


    مهتاب :

    پری جان شما چکار میکنی؟ مثل حمید لباساتو گرفتی یا مثل من منتظری بعد از نتایج بری بگیری؟


    پري :

    منم دقيقا اينجوري ام نمي تونم چيزي بگيرم.انشالله حميد خان.خب ما به خودت ميگيم ريشه وسواس از استرسه حميد خان.خخخخخخخخخ


    حمید :

    مرسی پری جان
    چه جالب پس ریشه وسواس از استرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مرسی پری جان
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


  57. حمید
    گفت:

    سلام دوستان
    کسی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟


    مهتاب :

    سلام حمید جان. خوبی؟ درکت میکنم چون منم مثل تو دلشوره گرفتم. کاش که نتایج زودتر بیاد و از این استرس راحت بشیم. بخدا یه روز خیلی دیر میگذره. تو قبولی حمید به دلم افتاده که قبولی اصلا نگران نباش.کاش جواب ماهارو هم زودتر اعلام کنن مثل دکتری ها.


    پري :

    سلام حميد خان انشالله كه اينجوري نباشه و نتيجه خوبي در انتظارت باشه.بهتري؟


    پري :

    سلام مهتاب جان.دلشوره كه همه داريم و اين روزا واقعا سخت ميگذره اما جز صبر كردن چاره اي نداريم


    مونا :

    سلام جناب محمدحسین. ممنونم بابت کمکی که کردید. پس اینطور که شما گفتید نمیشه گفت که درصد قبولیم چقدره.درسته؟ بازم اگه میتونید کمکی بهم کنید ممنون میشم. البته درسته که 1 هفته مونده تا اعلام نتایج ولی چه کار کنم دیگه منم مثل بقیه استرس دارم.


    حمید :

    سلام مهتاب جان
    مرسی ،امیدوارم اینطور باشه،واقعا شورشو دراوردن ما ارشدیا خیلی دیر تکلیفمون مشخص میشه
    سلام پری جان
    اره سعی کردم اروم تر بشم
    خوشبختانه با پیاده روی زود اروم میشم


    مهتاب :

    سلام ندا جان. زیارتت قبول عزیزم.از اینکه تو مشهد به یادمون بودی ازت ممنونیم.


    حمید :

    میدونید واسه من چی جالبه؟
    اینکه امسال همه بچه ها تصمیمشون اینه برن ملایر
    بابا این همه دانشگاه داریم بخدا


    پري :

    خوبه كه اروم ميشيد.الان وضعيت همه مون مثل همه و نتيجه ها مشخص شده ديگه استرس و غصه خوردن چيزي رو تغيير نميده بيايد آروم باشيم و به خدا توكل كنيم كه(( الا بذكرالله تطمئن القلوب))


    مهتاب :

    حمید تو این چند هفته که بودی احساس میکردم خیلی آرومی ولی الان واقعا معلومه که نگرانی.البته حق داری. همه ی ارشدی ها الان اینطورین.بچه ها به امید خدا که جوابا اومد همه خوشحال بیایم اینجا و بگیم که کجا قبول شدیم.ولی بچه ها بیاید بعد از اعلام نتایج و قبولی هم هروقت وقت کردیم بیایم اینجا و از حال و روز هم باخبر بشیمو سوالی داشتیم از هم بپرسیم و با این راه سطح درسیمون رو بالا ببریم(با کمک به همدیگه). نظرتون چیه؟ شما بعد از قبولی میایین اینجا؟


    حمید :

    من که فقط توکلم بخداست
    انشاالله همه قبول میشیمو به این همه استرسمون میخندیم


    پري :

    حميدخان من اروميه ام چند بار بگم؟؟؟؟
    تازه اگه بهم خوابگاه ندن چيكار كنم؟


    مهتاب :

    حمید جان واقعا راست میگی ها .قضیه ی این ملایر چیه که همه امسال ملایری شدن؟!!!! بابا این همه دانشگاه امسال ملایر عجب طرفداری پیدا کرده ها!!انشاالله همه کسانی که میخوان ملایر برن همون جا قبولن.


    حمید :

    مهتاب جان من واقعا سعی میکنم اروم باشم
    واقعا دوست ندارم با رفتارم تشنج ایجاد کنم چون ما همه یجورایی استرس داریم واسه همین یه نفر باید مسکن گروهه باشه
    من از الان اعلام میکنم قبول بشم وایبرمو میذارم اینجا هرکی دوست داشت با وایبرم تماس برقرار کنه
    امروز رفتم لباس بخرم واسه یونی ،یعنی اگه تیپمو ببینی میگی به تنها جایی کمه نمیخوره خرخونیه دانشگاهه
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    مهتاب :

    بچه ها یعنی الان نتایج مشخص شده؟؟؟خوب چرا اگه مشخص شده رو سایت نمی زارن؟ مردیم به خدا


    پري :

    آره مهتاب جان منم دوس دارم انشالله بعد قبوليمون اين فضا حفظ بشه و قطعا من از اون عضواي ثابتش مي شم.


    مهتاب :

    حمید جان مبارک باشه لباساتم که گرفتی. پس داری کم کم چمدونو میبندی به امید خدا. منم خیلی دوست دارم برم برای یونی لباس بگیرم ولی نمیدونم چرا هی میگم بزار نتایج بیاد بعد…. به نظرت من چرا اینطوریم؟ یعنی خیلی وسواس دارم؟


    حمید :

    پری جان توام قدمت بروی چشم
    اومدی ملایر اصلا ناراحت نشو همه بچه ها اونجاییم
    خوابگاه بهت میدن خیالت راحت ندادن من خودم میام قاطی میکنم واسشون به جای یه تخت دو تا تخت ازشون واست میگیرم ،خیالت راحت تو دفترچه زده بود موظفند دانشجوهای روزانه را ساپورت کنن
    مهتاب جان من که کرمانشاهم والا بهم نزدیکه ولی واقعا امسال خیلی جای سوال داره این ملایر


  58. حمید
    گفت:

    دوستان حالم اساسی گرفته
    میرم یکم پیاده روی
    ساعت 10 یا 11 میام
    فعلا دوستان


    پري :

    سلام حميد خان خوبي؟
    حالي كه نگيره حال نيست حال گاهي كارش اينه بدجور بگيره.انشالله كه با اومدن نتيجه ها حسابي شاد مي شي.


    حمید :

    میترسم نتیجه ها بیادو با دیوار یکی بشم


    حمید :

    راستی سلام
    متشکرم ،شما خوبی؟


  59. حمید
    گفت:

    سلام علیکم
    از دوستان کسی هست؟کسی نیست؟


    حمید :

    خب میبینم که کسی از دوستان نیست
    فعلا دوستای خوبم


    سمیرا :

    سلام بچه ها من هستما


    ندا :

    سلاااااااااااااااااااااااااااام به همگی …من اومدم:)
    جای شما خالی مشهد بودیم و حسابی معنوی شدم. و برای مه دعا کردم.
    حمیییییید ؟ خوبی ؟ گلشن و مهتاب و پری شما خوبید ؟
    چه خبرا ؟ نمیدونید جوابا دقیقا کی میاد


    پري :

    سلام نداجووووون خوش اومدي زيارت قبول.مرسي همه خوبيم تو خوبي؟فردا جواب دكترا مارم كه گفتن هفته اول شهريور.كاش زودتر بياد راحت شيم ازين استرس ها…
    ايشالله كه همه به نتيجه دلخواه برسيم.


    حمید :

    سلام ندا جان
    خوبی؟خوش گذشت؟امیدوارم که خوش گذشته باشه بهت
    سلام پری جان خوبی؟سمیرا جان سلام ؟خوبی؟
    بجای همه شما من که داغونم


    حمید :

    ندا جان شرمنده انقد حالم گرفته اصلا متوجه نشدم نوشتی مشهد
    زیارتت قبول
    مرسی از دعات واقعا محتاجم بهش


  60. pari
    گفت:

    سلام دوستان من همون 1800 بازرگانی هستم خیلی نگرانم به نظرتون شبانه شهرستانها قبول نمی شم؟؟؟
    مجازی هم که هزینه اش خیلیه… میگن خوبم نیست ..دعاکنین. موفق باشین


    حمید :

    سلام پری جان
    سایت زیر مشاوره تخصصی رشته های مدیریت
    خیالت راحت سایت کاملیه ظرف 24 ساعت جوابتو به صورت کامنت میذارن تو سایت
    http://pourshafi.ir/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF-93/#comment-3736


    حمید :

    سلام پری جان خوبی؟
    این سایت زیر فقط تو کار مشاوره تخصصی رشته مدیریت
    ازشون سوال کن نهایتا تا 6 ساعت بعدش جوابتو میده
    موفق باشی
    http://pourshafi.ir/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF-93/#comment-3736


    حمید :

    شرمنده دیگه اول گفتم 24 ساعت چون خواستم اگه دیر ج دادن نگران نشی و ناامید نشی


  61. هستی
    گفت:

    سلام دوستان کسی هست؟


    حمید :

    سلام هستی جان
    من هستم
    منتها شرمنده یکم سایت دیر عمل میکنه مجبورم چند بار رفرش کنم تا بتونم جواب بد
    خوبی؟


  62. مونا
    گفت:

    سلام آقا سالار ممنونم که کمکم میکنید.
    رشته ام روانشناسی عمومی هست و ظرفیت کل دانشگاه های روزانه برای این رشته 224 نفر هست.حالا به نظرتون روزانه یا شبانه ملایر قبول میشم؟ چند درصد احتمال قبولی هست؟ بازم ممنونم.


    حمید :

    سالار جان جواب منم میدادی ممنون میشدم


    سالار :

    سلام حمید جان و مونا خانم،فکر کنم من نظری ندم بهتر باشه دیگه چیزی تا اعلام نتایج نمونده ،امیدوارم که هر دوی شما قبول بشین و به خواستتون برسین


  63. گلشن
    گفت:

    سلام محمد حسین من خودم ی ساله دارم کلاس زبان میرم مکالمه … الانم ی ماهیمیشه دارم رو مقاله کار میکنم وقتی خواستم مقالمو ب انگلیسی برگردونم کلا ی روز طول کشید وقتی ب استادم نشون دادم گفت عالیه … همه اونایی ک میرن کلاس زبان هدفشون ک اتلاف وقت نیس خیلیا با انگیزه و هدف میرن .. دوتا از دوستام ک ی سال زودتر از من کلاس زبان میرفتن الان آیلتس گرفتن … میشناسم کسی و ک اصلا کلاس نرفته و آیلتس گرفته … همه چیز ب خود آدم بستگی داره … حالا اون تاثیر 30 درصدی ک شما گفتین ، از چ منبعی استنباط شده؟
    حمیدجان سعی کن کلمات جدیدی ک میخونی و یاد میگیری در قالب جمله باشه … چون اولا یاد میگیری ک اون کلمه جدید و چجوری استفاده کنی و بدونی کجای جمله قرار میگیره ( بسته ب قید بودن صفت بودن فعل یا حرف اضافه بودنش .. ) دوما هر لغت چندین معنی داره و ممکنه تو ی جمله بصورت اصطلاح ب کار بره… ی مثال میزنم…
    معنی get رو توی دیکشنری نگاه کنی میبینی ک چنتا معنی داره دو تا جمله مینویسم با معانی متفاوت این فعل:
    I get it متوجه شدم
    cat got your Tongue موش زبونتو خورده (اصطلاح)
    میبینی تفاوتشونو؟ ربان و اگه با هدف شروع ب یاد گیری کنی انقد واست شیرین میشه، اصلا احساس خستگی نمیکنی …
    کسایی ک زبانشون خیلی خوب نیس فیلم نگا نکنن چون حس میکنن هر چقد بخونن یاد نمیگیرن … فیلمایی ببینین ک سطح بندی شده اس .. فیلمای آموزشی مثل extra, friends …. فایل صوتی هم بسته ب سطحتون دانلود کنین یا بخرین و سطح ب سطح گوش بدین .. اینا خوبه مفیده …


    سالار :

    به به،چشممون به جمال گلشن روشن شد!!!!!!!!!!


    حمید :

    سلام گلشن جان
    اول جا داره بهت تبریک بگم که از وقتت خیلی خوب استفاده کردی و یه مقاله رو کامل کردی
    دوم خسته نباشید
    سوما که مرسی گلشن جان ،دارم همین کارو میکنم ،از راهنماییت ممنونم ،من سعی میکنم تموم راه حلارو بررسی کنمو و از همش استفاده کنم


    محمد حسین :

    سلام به هکمه دوستان
    ببخشید یکم دیر شد
    حرفهاتون صحیحه گلشن خانم
    بله به خود ادما بستگی داره و یه نفر میتونه حتی تو یه سیستم غلط اموزشی نتیجه بگیره ولی من بحثم سر برخورد درست با زبان هست که به قول شما واسه ادم شیرین باشه
    واسه تقویت مکالمه اولین کاری که خیلیا انجام میدن اینه که میرن لغت حفظ میکنن و گرامر رو قوی میکنن ولی بهترین روش همون روشیه که یه بچه کوچیک واسه یاد گرفتن فارسی انجام میده
    یعنی شروع میکنه جملات پر کاربرد رو که تو طول روز واسش کاربرد دارن رو یاد میگیره و دقیقا کلماتی حفظ میشن که کاربرد دارن و چون این کلمات داخل جملات پر کاربرد هستن ملکه ذهن میشن
    پس واسه تقویت زبان مخصوصا مکالمه باید جملات پر کاربردی که خودتون استفاده میکنید تو طول روز و در محیط های مختلف رو به انگلیسی برگردونید و کلمات رو در قالب جملات یاد بگیرید تا سریع فراموش نشن
    اینطوری خوندن و یاد گرفتن زبان خیلی شیرین هست چون دقیقا میتونید درک کنید که چی یاد گرفتید


    محمد حسین :

    در مورد مقاله بله مقاله هایی داریم که میشه تو یه روز ترجمه کرد چون حجم مقاله ها و تعداد کلمات تخصصی که داخلش هست و سطح علمی مقاله ها بسیار متنوع و متفاوت هست ولی مقاله داریم شاید یک ماه بیشتر نیاز داره روش وقت گذاشته بشه

    نکته مهم تو مقاله ها تسلط رو لغات تخصصی و معنی خاصشون هست
    مثلا ما تو انگلیسی adsorb , absorb nhvdl ; داریم که هر دو به معنی جذب هست ولی وقتی وارد مقالات شیمی میشید دقیقا تفاوت دو کلمه معلوم میشه که یک کلمه مبنای عتمی مقالات انتقال جرم هست و یکیش مبنای مقالات سیالات و حرارت
    پس میبینیم که بلد نبودن معنی خاص یک کلمه میتونه چقدر ما رو گمراه کنه یا بر عکس
    بقیه مباحث از جمله گرامر و . . . تو درجه اهمیت کمتری هستن

    خیلی ادمها رو میشناسم که خیلی به زور میتونه خودشو به انگلیسی معرفی کنه یا صحبت کنه ولی بالالی 30 مقاله تخصصی با گرید بالا تو ای اس ای دارن


    گلشن :

    سلام بچه ها
    سالار خان من ی مدت همش میومدم میدیدم کسی نمیاد منم دیکه نیومدم حمید شاهده خخخخخخخخ بعدشم اینترنتم قطع شده خونه بنایی داریم نمیتونم وصلش کنم قرار شد 20 وصل شه ولی بنایی طول کشید 🙁
    بله محمد حسین حرف شما هم درسته …امیدوارم هممون از وقتمون درست استفاده کنیم …
    شما الان مکالمتون خوبه یا مقاله نویسیتون؟


  64. گلشن
    گفت:

    سلااااااااااااام
    بچه ها میخام اینجا نیام تا روزی ک نتایج بیاد اینجوری بیشتر استرس میگیرم ، این دو هفته بیش انقد کلاس و گرفتاری داشتم ک اصن وقت استراحت نداشتم دلم واسه ی خواب حسابی تنگ شده .. دلم میخاد صب ساعت 11 بیدار شم فیلم ببینم بعدش ناهار بخورم بازم بخوابم خخخخخخخخخ بخدا هلاک ی ذره خوابم خخخخ دارم رو ی مقاله کار میکنم دیگه روزای آخرشه همین روزا آماده میشه .. ایشالله همه ی جای خوب قبول شیم آمیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
    دلم ی چمدون و ی بلیط به ی جای غریب و خیلی خیلـــــــــــــــــــــــــــی دوووووووووووووووووور میخاد … دلم اتوبوس میخاد خخخخخخخخخ دلم بفک و چیبس و دوغ میخاد خخخخخخخخخخ چیه مگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خب من همیشه بعد اینک بفک و چیبس میخورم دوغم میخورم انقد میچسبه بخدا خخخخخخخخخخخ اصن ب خودتون بخندین خخخخخخخخخخ بچه برررررررو خخخخخخخخخخخخ من رفتم خخخخ


  65. مونا
    گفت:

    سلام آقا سالار .
    من رتبم 1000 شده و میخوام برم ملایر. حالا نظرتون چیه؟ گفتن باید 90 درصد نمره رو بیاری.یکی گفت تقسیم بر 2 میشه یعنی میشه 500. حالا ملایر 500 روزانه یا شبانه قبوله؟ اصلا حساب کردنش اینطوریه؟


    سالار :

    سلام،نه تقسیم بر دو نمیشه باید 80 درصد (یا اینجور که شما گفتین90درصد)نمره ازمون نفر اخر ملایرو بیارین) رشتتون چیه؟ظرفیت روزانه توی همه دانشگاهها برا رشتتون چقدره؟


    محمد حسین :

    سلام مونا خانم
    قاعده کلی اینه که رتبه شما یک دهم میشه یعنی مثلا 1000 شما میشه 100 به شرطی که رتبه علمی شما بین 80 درصد قبولی رشته مورد نظرتون بهتر باشه یعنی با اعمال سهمیه بیاید تو 80 درصد اول رشته اتون قرار بگیرید
    به طور مثال یکی از دوستان رتبه اش شد 139 و شاگرد اول شد و چون با اعمال سهمیه شد 14 و نفر 21 کنکور هم اون دانشگاه رو زده بود پس دوستم شریف قبول شد


  66. حمید
    گفت:

    سلام
    صبح همگی بخیر
    کسی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    حمید :

    دوستان فعلا تا ساعت 10


    سمیرا :

    سلام من هستم، صبح بخیر


    حمید :

    سلام سمیرا جان
    خوبی؟


    حمید :

    …………………
    ………………………
    …………………………..
    ………………………………
    ……………………………………
    …………………………………………..
    هنر نزد ایرانیان است و بس
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    سمیرا :

    ممنون، منتظر جوابم


    حمید :

    این که کار هر روز منه
    از صبح تا شب به امید اینکه اول مهر دانشجوی ارشد باشم میگذره


    سمیرا :

    من خودمو سر کلاسم تصور میکنم هههههههههه


    حمید :

    افرین
    واقعا خوشحال میشم میبینم انقد همه اشتیاق دارن واسه یه استارت خوب


    حمید :

    سمیرا جان امیدوارم همه به خواسته هاتون برسید
    خب فعلا
    من باید برم تا جایی


    سمیرا :

    ما که اشتیاق داریم از امشب شبی 100 بار مینویسیم من دانشگاه مورد نظرمو روزانه قبول میشم، مثلا من مینوسیم من دانشگاه امیرکبیر تهران روزانه قبول هستم و اول مهر میرم برای ثبت نام آمیییییییییییییین


    حمید :

    به امید خدا سمیرا جان
    قبول میشی شک نکن چون از ته دل میخوای
    فقط لطفا اگه روزی روزگاری ما پیش بقیه کلاس گذاشتیم گفتیم یه دوست داریم امیر کبیر ضایع مون نکنی
    بگی مارو میشناسی
    ممنونم


    سمیرا :

    سلام مجدد حمید آقا، چشم ما دوستان رو فراموش نمیکنیم مطمئن باشید، شمام همینطور
    خدا کمک کنه این 13 روزم زودتر بگذره دلشوره ها تموم بشه


    حمید :

    سلام سمیرا جان
    مرسی لطف میکنی
    آره والا راست میگی من که دیگه کچل شدمم رفت


    سمیرا :

    اگر کچل بشید زودتر میبرنتون سربازیااااااااااااااااااا
    خخخخخخخخخخخخخخخ
    نه بابا سرحال باشید برای روز اول مهر
    من یه ذوقی دارم انگار میخوام برم اول ابتدایی خخخخخخ
    چون بعد از 5 سال میخوام برم دانشگاه


    حمید :

    شما دعا کنید من قبول بشم سامورایی مبندم میرم یونی
    خخخخخخخخخخخخخخخخخ
    منم همون حسو دارم


  67. حمید
    گفت:

    خب میبینم که باز خودم موندمو این صفحه


    حمید :

    دوستان شب همگیتون زیبا
    یه روز دیگه هم تموم شد
    به امید قبولیه هممون
    دعا یادتون نره


  68. حمید
    گفت:

    چه جالب تا من اومدم همه رفتن
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


  69. حمید
    گفت:

    محمد حسین جان
    من که خودم میخوام تسلط داشته باشم به زبان
    مقالرو یه کاریش میکنم
    سالار جان من 1 ماه پیش ازت سوال پرسیدم منتها هنوز منتظر جوابم


    محمد حسین :

    سلام حمید جان
    جایی کلاس هم میری یا قصد داری بری یا میخوای خودت بخونی عزیز؟


    حمید :

    محمد حسین جان من تو خونه دارم میخونم
    فعلا که قصد کلاس رفتن ندارم ،میخوام خودم اماده بشم بعد یه نفر اشناست قراره 6 ماهه واسم کلاس تکمیلی بذاره فول شیم


    محمد حسین :

    از روی کتاب خاصی میخونید یا با فایل؟
    کدوم رو ترجیح میدید؟


    حمید :

    اره فعلا دارم دایره لغاتمو میبرم بالا
    یه دیکشنری تصویری اکسفورده
    یه 1000 کلمه کاربردی زبان


    حمید :

    محمد حسین جان
    خب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


  70. محمد حسین
    گفت:

    سلام بر دوستان گرامی
    یه بحثی که وجود داره و همه ازش مطلع هستن و حتما باید لحاظ کنن اینه که باید بین یاد گرفتن و صحبت کردن زبان با تسلط به زبان برای مقاله تفکیک قایل بشیم چون فضای این دو مقوله بسیار متفاوته که البته همه هم ازش اطلاع دارن
    پس کلاس زبان رفتنه نمیشه انتظار داشت که بتونیم خیلی راحت و بدون مشکل مقاله کار کنیم
    بی تاثیر نیست ولی نمیشه ازش نتیجه مستقیم گرفت و یه تاثیر 30 درصدی داره

    حالا سوالم اینه ک میخواید مکالمه و تسلط شما به زبان قوی بشه یا اینکه بتونید راحت مقاله کار کنید؟


  71. مهتاب
    گفت:

    سلام حمید جان. چطوری؟ اوضاع و احوال خوبه؟ چمدونتو بستی؟دیدی جواب دکتر ی هارو 1شنبه میدن. باز ما موندیم آخر همه


    حمید :

    سلام مهتاب جان
    خوبی؟
    مرسی منم خوبم
    در حال بستنم
    تو چه خبرا؟اره
    کلا فقط به ما ارشدا زور میگن


  72. +1
    سالار
    گفت:

    سلام به همه دوستان،این صفحه برای من یه حس خاص(نوستالوژیک)داره ،امیدوارم همه دوستان پیروز وسربلند بشن و حتی بعد از اعلام نتایج هم اینجا سربزنن


    مونا :

    سلام سالار جان.
    به نظر شما با سهمیه ی رتبه اولی چقدر احتمال هست که روزانه یا شبانه قبول بشی؟ نحوه ی محاسبه اش چطوره؟ ممنونم


    سالار :

    سلام مونای عزیز،اینو بخون ببین کمکی بهت میکنه:احتراما به اطلاع می رساند دانشجویان کارشناسی (روزانه) و( نوبت دوم ) ورودي 88 و بعد که
    مایلند بر اساس ماده 7 آئین نامه “ارائه تسهیلات به برگزیدگان علمی براي ورود به دوره هاي
    1391 ) از /3/ تحصیلی بالاتر ” وزارت علوم، تحقیقات و فناوري (ابلاغیه شماره 22354 /و مورخ 2
    سهمیه رتبه اولی در آزمون کارشناسی ارشد استفاده نمایند می بایست حداکثر تا تاریخ
    1393/4/20 (بیستم تیرماه نود و سه) فارغ التحصیل قطعی بوده و داراي بالاترین میانگین کل
    در بین دانشجویان هم رشته و هم ورودي خود باشند . این دسته از دانشجویان می بایست
    قسمت “الف” فرم تاییدیه فارغ التحصیلان رتبه اول موجود در دفترچه راهنماي انتخاب رشته
    آزمون ورودي تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد) سال 93 را تکمیل و حداکثر ت ا روز
    93 به دفتر استعدادهاي درخشان تحویل دهند . لازم به ذکر است /4/ چهارشنبه مورخ 25
    مسئولیت پیگیري ثبت و قفل نمرات و مشخص بودن میانگین معدل 8 ترم مطلقا به عهده خود
    دانشجو بوده و در صورت بروز هرگونه مشکل این دفترمسئولیتی در این خصوص نخواهد داشت.
    حوزه معاونت آموزشی و تحصیلات تکمیلی- دفتر استعدادهاي درخشان


    مونا :

    ممنونم آقا سالار ولی من رتبه اول بودم و دانشگاه هم اسممو گفت که ثبت کرده حالا میخوام بدونم احتمال قبولی ام تو روزانه یا شبانه با این سهمیه چند درصده؟ بعضیا میگن حتما قبولی ولی بعضیا هم میگن مشخص نیست. خواستم نظر شما رو بدونم و اینکه شیوه ی محاسبه ی خاصی داره؟ ممنونم


    سالار :

    رتبتون چند بوده؟ببینید باید دانشگاهی را که انتخاب میکنید برای قبولی 80درصد نمره ی آزمون نفر آخر قبول شده توو اون دانشگاه را کسب کرده باشین


    محمد حسین :

    سلام مونا خانم
    6 نفر از دوستای من از این سهمیه استفاده کردن
    یه سری ریز نکته داره و به رتبه اتون بستگی داره
    رتبتون چند شده


  73. مهتاب
    گفت:

    بچه ها خوش به حال دکتری ها. یکشنبه جواباشون مییاد. ولی مال اونارو هم گفته بودن هفته اول شهریور .شاید چون دانشگاه ها زودتر باز میشه مال ماهارو هم زودتر اعلام کنن


  74. مهتاب
    گفت:

    سلام حمید جان. ممنونم از اینکه بهم راجع به زبان خبر دادی. پس اینطوری که میگی اگه زبانت خوب نباشه مستقیم بعد از ارشد نمیشه آزمون دکترا بدی.درسته؟ یعنی بعد از ارشد باید بری زبانتو فول کنی بعد بیای.آره؟


    سالار :

    سلام دوست عزیز،برای آزمون دکترا نیازی به تسلط کافی به زبان نیست ودر همون حدی که بتونی تعدادی تست بزنی کافیه،بعد از قبولی نهایی توی دکترا تا یک سال وقت میدن تا مدرک زبان(بسته به دانشگاه نوع مدرک زبان تا حدودی فرق داره) ارائه بدی و بعضی دانشگاهها مهلت بیشتری هم میدن


    مهتاب :

    ممنونم آقا سالار.


    حمید :

    سلام مهتاب جان
    خواهش میکن
    سلام سالار جان
    خب منم همینو گفتم که
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
    خب اگه بخوای یه ساله مدرکشو بگیری اشک ادمو در میاره پس عزیزم تو از همین الان بیفت تو کارش


  75. پري
    گفت:

    سلام دوستان كسي هست؟


    حمید :

    سلام
    من هستم


    پري :

    خوبي حميد خان؟اين جمعه چقدر سخت مي گذره…


    حمید :

    مرسی
    تو خوبی پری جان؟
    اره واقعا
    من که با خانواده نشستیم پای نت من واسشون از نت لطیفه میخونم
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    پري :

    مرسي منم خوبم.ما هم قراره بريم بيرون.خوبه خب اينجوري ميگذره ديگه.بخند تا دنيا به روت بخندهخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ حميدخان.


    حمید :

    مرسی پری جان
    امیدوارم بهت خوش بگذره
    راستی وسایلتو خریدی؟
    چمدونارو بستی؟


    پري :

    حميد خان ما بريم تو يه فرصت ديگه ميام.به اميد قبولي مون.


    حمید :

    به سلامت پری جان
    خوش باشی


    حمید :

    دوستان فعلا تا ساعت 10


  76. حمید
    گفت:

    سلام دوستان


    حمید :

    خب انگار دیگه کسی نمیاد
    دوستان واسه همه شما ارزوی موفقیت دارم
    امیدوارم که همه قبول بشیم و پیش خانواده خودمون سربلند بشیم
    لطفا واسه منم دعا کنید قبول بشم
    بعد از اعلام نتایج اگه قبول شده بودم میام
    اگه نیومدم بدونید قبول نشدم
    فعلا دوستان خوبم


    پري :

    سلام حميد خان و ديگر دوستان.حميد خان خب آخر هفته س من يكي كه همش مهمون داشتيم نتونستم بيام بقيه هم حتما به دليلي دارن وگرنه اينجا قراره پابرجا باشه.انشالله كه قبول ميشيم و به نتيجه ميرسيم.


    حمید :

    به امید خدا
    واقغا داره سخت میگذره


  77. حمید
    گفت:

    سلام دوستان خوبم
    کسی حضور داره؟


  78. حمید
    گفت:

    پیشاپیش تموم شدن یه روز دیگه ازین انتتظار کشیدنو تبریک میگم به همه
    امیدوارم همه قبول بشیم
    من دارم شب میرم بیرون تفریح
    امیدوارم همه خوش باشید
    دیگه از ظهر ساعت 2 هرچقددر وایسادم کسی نیومد


    علی :

    اقایون


    علی :

    اقایون و خانما بنده خدا نظرشو داد تنها گیر اوردین شما هم نظراتتون و میدادین
    صلوات بفرستین


  79. ناشناس
    گفت:

    یجوری درباره دونه های انار میگن : بانظم وترتیب یکجا نشستن?!!
    انگار دونه های ذرت شلوارک پوشیدن تو کوچه ولن…خوب اون بیچاره ها هم با نظم و ترتیب یکجا نشستن دیگه…
    اختلاف طبقاتی تا کجا؟؟

    (از بیکاری به کجا داریم ما)خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    حمید :

    انصافا تخمه آفتابگردون

    به مراتب با نظم ترتیب بیشتری نسبت به انار یک جا نشسته

    حیف که استعدادش به چش نیومده


    حمید :

    باور کن من افسردگی گرفتم
    چرا هیچکس نیست؟


    حمید :

    بچه ها نبودید؟
    برم؟


  80. حمید
    گفت:

    سلام
    دوستان کسی نیست
    سرعت سایت واقعا اومده پایین


    حمید :

    خب انگار کسی نیست
    من هستم دوستان
    اومدید خبر بدید


  81. حمید
    گفت:

    سلام دوستان
    سلام پری جان،سلام محمد حسین جان
    خیلی خوش اومدی
    ممنون میشم راهنمایی کنی
    ادم همیشه باید راهکار همه رو بشنوه و اگه خوب بود استفاده کنه
    این رمز موفقیت ادمای بزرگه(بزرگ از لحاظ تاریخ میگم)خخخخخخخخخخخ
    راستی واقعا خوشحال شدم یه پسر دیگه اومد


  82. محمد حسین
    گفت:

    با سلام خدمت همه دوستان و منتظرین جوابهای ارشد
    دوستان احساس میکنم بحثتون داره تبدیل به جدل میشه که انتها نداره و به ئناراحتی و دلخوری ختم میشه
    همه همدیگه رو ببخشن که انشاالله بحث تموم بشه

    دوستان کوچیکتر از ان هستم که نصیحت کنم و خدای نکرده سو برداشت نشه و ارادتمند همه هستم

    یه بحثی راجع به زبان بود که چطوری میتونیم زبانمون رو تقویت کنیم
    بنده مدرس زبان هستم یه تجربه های خوبی که حداقل واسه خودم مفید بوده و رو بچه های کلاس هم جواب داده رو میتونم در اختیار بذارم اگر دوست دارید
    موفق باشید انشاالله


    پري :

    سلام آقا محمد حسين خوش اومديد.خوشحال مي شثيم تجربه هاتون رو در اختيارمون بذاريد چون بهشون نياز داريم.حميد خان خوشحال باش يه آقاي ديگه اومده تو جمعمون ديگه تنها نيستي…


    علی :

    محمد جان آقا بگو منتظریم


  83. ناشناس
    گفت:

    سلام به تمامی دوستان خوبم
    چه خبرا؟
    کسی از دوستان هست؟


    حمید :

    حمیدممممممممممممممممممممممممممممم


    حمید :

    دوستان نیستید؟


    حمید :

    اگه اومدید و کاری داشتید خبرم کنید
    فعلا دوستاننننننن


  84. نگار
    گفت:

    همون طور که من نمیتونم به تو بگم چه حرفی بزنی چه حرفی نه هیچکدوم هم حق ندارین واسه دیگری تعیین تکلیف کنین
    در مورد هر چی احساس کنم ضرورت داره گفته بشه صحبت میکنم

    اگه این جور صحبتی که مثلا به قول خودت حمید داشت مودبانه بود پس بی ادبی رو واسه ما معنا کن بخصوص این که فکر کنی طرفت خانمه باز این جوری حرف بزنی


    نگار :

    ناشناس مثل این که شما هم با مفاهیم آشنایی نداری میشه بفرمایین انتقاد چی ؟ والا ما انتقاد کردیم و انتقاد پذیری دوستان رو دیدیم من گفتم که بهتره چاره ای اندیشه بشه واسه بهتر شدن اوضاع و اینو به خیال خودم با دوستان درمیون گذاشتم و بقیه ریختم سرم اونوقت به من میگی انتقاد پذیر باشم


    نگار :

    شاد باشید


  85. حمید
    گفت:

    دوستان سلام مجدد
    من امشب واسم کار پیش اومده از همگیتون عذر میخوام دارم میرم بیرون
    فردا صبح ساعت 10 میام
    از همگی عذر میخوام
    شب همگیتون بخیر
    یه روز دیگه هم از انتظار کشیدن طی شد
    انشاالله همه قبولیم
    مواظب خودتون باشید


  86. حمید
    گفت:

    سلام دوستان
    کسی نیست؟


    حمید :

    دوستان من ساعت 10 تا 10 و ربع میام
    فعلا دوستای خوبم


  87. ناشناس
    گفت:

    سلام دوستان
    کسی نیست؟


  88. حمید
    گفت:

    مهتاب جان بله ضروریه
    منتها بستگی به دانشگاه مقصد داره
    بعضی از دانشگاه ها خودشون امتحانشو برگذار میکنن و بعضی از دانشگاه ها داشتن مدرک رو الزامی میدونن
    نمره تقریبا بین 520 تا600 برای دانشگاه های داخل کفایت میکنه
    در ثانی اگه داخل باشی داشتن تافل یه رزومه برای انتخاب استاد راهنمای بهتر میشه
    امیدوارم کمک کرده باشم


  89. حمید
    گفت:

    دوستان خوشحال شدم ازینکه بودید و صحبت کردم
    فعلا تا سا عت 10


    مهتاب :

    از راهنماییت ممنونم حمید جان. آره درست میگی تموم کارهامون واسه وقتیه که بریم دانشگاه. راستی حمید جان کتاب 504 رو خوندی یا قصد داری بخونی؟ به نظرت بگیرمش به درد کارمون میخوره؟


    حمید :

    من یه درسشو خوندم به نظرم به کار ما نمیاد
    سعی کن ب جای اون فیلم با زیر نویس انگلیسی نگاه کنی


    حمید :

    راستی خواهش میکنم کاری نکردم


    مهتاب :

    آخه من فکر میکردم خیلی به دردمون میخوره و خواستم بخرمش. راستی در ارشد هم مثل کارشناسی زبان تخصصی داریم؟ یه سوال دیگه : برای دکترا زبان تخصصی باید خوند یا عمومی؟


    حمید :

    یه رشته ای مثل رشته من که زبان تخصصی حتی تو کارشناسی هم نداشتیم
    تو لیست دروس ارشدمونم نگاه کردیم نداشتیم
    ولی برای دکترا دانشتن تافل الزامیه مسلما وقتی تو تافل داشته باشی عمومیتو فولی تعداد کلمات زبان تخصصی هم برمیگرده به رشته که چی باشه


    مهتاب :

    حمید جان من کمرم درد گرفت برم یه استراحتی کنم بعدا میام. بازم برات آرزوی موفقیت دارم. فعلا.


    حمید :

    بجای 504 هم همین کتابرو بخون
    و 1000 کلمه کاربردی زبان انگلیسی


    مهتاب :

    حمید جان از اینکه اطلاعاتتو راحت در دسترس همه میزاری و نیتت برای همه خیره ممنونم. مثل تو با این نیت پاک کم پیدا میشه قدر خودتو بدون عزیزم.


    حمید :

    امیدوارم زود خوب بشی
    باشه مهتاب جان هرزمان اومدی اگه باشم خوشحال میشم کمکی کنم


    مهتاب :

    حالا اگه نشد تافل بگیری چی؟یعنی همه ی اونا که دکترا میخونن تافل دارن؟ البته یادم اومد که برای اون هدفمون تافل احتیاجه….برای اون میگی درسته؟


    حمید :

    کاری نکردم
    خواهش میکنم مهتاب جان لطف داری
    امیدوارم واقعا تونسته باشم کمکی کرده باشمو و بتونم واقعا ببینم دوستام پیشرفت میکنن به ارزوشون میرسن


    مهتاب :

    ممنونم . داره یه روز دیگه هم میگذره برام دعا کن حمید جان منم برات دعا میکنم. نمیخوام جلوی خانوادم مخصوصا مامانم ضایع بشم و ناراحتش کنم. آخه طفلکی برام نذر کرده


    حمید :

    مهتاب جان انگار برای مقطع دکتری در داخل کشور هم الزامی شده
    ساعت 10 ذامشب خبرشو بهت میدم
    واسه اون هدف که 100 درصد لازمه


    حمید :

    انشاالله که قبولی
    بخدا من از خدا میخوام همه قبول بشیم
    من هم خودم نذر کردم هم مامنم هم مادر بزرگم
    طایفه ای نذر کردیم
    توام انشاالله قبولی
    توکلت به خدا باشه


  90. نگار
    گفت:

    من کی گفتم باید به مدرک و معدل شک کرد دروغگو هم که هستی
    هیچوقت هم منتظر جوابت نبودم


    نگار :

    خواستیم با 4تا آدم تحصیلکرده همدل بشیم چی شد زهی خیال باطل


  91. حمید
    گفت:

    پری جان کجاییِِ؟


    نگار :

    شما واسه خودت و دوستان دعا کن کافیه اونقد آدم باادب هست واسم دعا کنه که نیازی به دعات نیست
    تو لاک خودتو ن باشین بهتره


    مهتاب :

    حمید جان منم مثل تو منتظر جواب ارشدم تا بعد از اون بکوب بچسبم به درس و معدل و زبان و مقاله. نمیدونم چرا باید جواب ارشد بیاد تا انرژی بگیرم واسه بقیه اش. تو چکارا کردی حمید جان؟


    حمید :

    میدونی چیه در شان یه ادم با ادب نیست که با یه بی ادب صحبت کنه لطفا با من صحبت نکن
    من بی ادبم
    دیگه هرچی هم بگی مطمین باش جوابتو نمیدم
    واقعا راست میگی باید به مدرک خیلیا و قبولیشون شک کرد
    خدانگهدار


    حمید :

    من که والا دارم کم کم زبانمو میبرم جلو
    ازین ور و اونورم دنبال مقاله هستم
    منتها ما باید دنبال معدل و مقاله باشیم و اینا هم تا وارد یونی نشیم کاریش نمیشه کرد


    نگار :

    من ارومم اگه نبودم که مثل بقیه از شدت حرص هرچی به دهنم میرسید میگفتم
    ببین ریلکسم


    حمید :

    مهتاب جان داشتم میگفتم
    به پری هم گفتم که یه کتاب اسمشم دیکشنری تصویری اکسفورده با سی دیش بخرش قیمتشم بین 11 تا 13 تومنه
    خیلی خوبه
    پری رفته بود رو اینترنت هست دانلودش کن فقط تنها بدیش اینه که نمیتونی حملش کنی واسه همون میگم بخرش


  92. مهتاب
    گفت:

    نگار جان محض رضای خدا بیخیال شو. اصلا شما هر چی میگی درسته . حالا برای اینکه راضی بشی چکار کنیم آخه عزیزم ما هم مثل تو هستیم دستمون به جایی نمیرسه. چون اهدافمون مشترکه و همه منتظر جواب ارشد هستیم اینجا جمع شدیم تا تبادل نظر کنیم و به هم امید بدیم تا جوابا بیاد و به امید خدا که همه قبول بشیم و به اهدافمون برسیم.


    حمید :

    مهتاب جان تو واسه مقاله و زبان چی کردی؟


    نگار :

    کسی مگه با این قضیه مشکل داره واسه هم دعا کنید و واسه من نفرین حالا خیال شما راحت شد
    حمید آقا که اونقد فلسفی صحبت میکرد دیدی چهره واقعیشو چقد بی ادب


    حمید :

    من واسه توام دعا میکنم که قبول شی چون میدونم زحمت خودتو کشیدی
    خدایی من بی ادبم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    نگار جان این حرفو جدی گفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    ناشناس :

    بچه ها متاسفانه بحث فایده ای نداره. نگار خانم بیا و این بحث رو تمام کن. بیا درباره ی آینده صحبت کنیم. اگر این بحث ها اینطور ادامه پیدا کنه بنده با عرض معذرت خداحافظی میکنم و صحبتی ندارم. فقط نگار خانم انتقادپذیر باش بچه ها سعی کردن هر جور که شده (مثلا آقا حمید با لحن آرام و مودب ) شما رو از این مباحث دور کنن که نشد. اگر در آینده به این تندی صحبت کنید در جامعه حتما شکست میخورید اینو دوستانه میگم. خدانگهدار همگی شما عزیزان.


  93. حمید
    گفت:

    ناشناس جان دمت گرم
    همه ما قبولیم به امید خدا
    مهتاب جان
    توام به اون چیزی فکر میکنی که من فکر میکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    نگار :

    حمید خجالت بکش مطمئنی میخوای ارشد بخونی باید بری مهد از نو شروع کنی حالا خودتون یه بررسی کلی از شخصیت خودتون داشته باشین


    حمید :

    نگار جان دقیقا حق با شماست
    خوبه
    الان احساس ارامش میکنی؟


    مهتاب :

    بله حمید جان. منم به همون چیزی فکر میکنم که تو هم فکر میکنی. امیدوارم بهش برسیم


    حمید :

    به امید خدا باید تا اسممون درومد بزنیم تو گوشه درسخونی شدید


    مهتاب :

    بله حمید جان شما درست میگی .نگار جان منم میگم که حق با شماست آرام باش عزیزم.


  94. حمید
    گفت:

    مهتاب جان این حرفارو بیخیال
    توام به اون چیزی فکر میکنی که من فکر میکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    حمید :

    ناشناس جان اسمتو به ما نمیگی؟


    حمید :

    خدایی اگه من بی ادبی کردم منو ببرید پیش بابام
    ولی مواظب باشید من عزیز دردونه بابامم
    گفته باشم نگید نگفت


  95. نگار
    گفت:

    ای بابا شما چه گیری دادین به ما من هیچ موقع کسی رو مسخره نکردم باهام بد صحبت شد از خودم دفاع کردم


    حمید :

    نگار تو دشمن هیچکدوم از ما نیستی
    ولی متاسفانه داری جایی شکایت میکنی که هیچکس نمیتونه کمکی کنه
    باور کن تمام کسایی که اینجا هستن فکرشون و اهدافشون چیز دیگست


    نگار :

    من کی گفتم تو بهترین دانشگاه بودم خیالت راحت تنبلم بگو


    ناشناس :

    امیدوارم اینطور باشه نگار خانم و به خاطر چیزی که دارید مغرور نباشید. چون بنده از صحبت های شما فقط غرورتون رو حس کردم.
    بله مهتاب خانم بنده هم منتظر جواب ارشد هستم مثل همه ی شما.


    حمید :

    ناشناس جان شما حرفتو بزن
    من قول میدم نگار چپ چپ نگاه کرد خودم گوشه مانتوشو میگیرم میبرمش پیش مامانش میدم ادبش کنه
    (واسه خنده بود)
    ناشناس جان حرفتو بزن


    مهتاب :

    بچه ها ترخدا دیگه بیخیال این صحبت ها بشید .جناب ناشناس اگه شما از صحبت ها اینطور برداشت کردید من از جانب بقیه از شما معذرت میخوام. بیاین راجع به ارشد و شیرین تر از اون دکترا صحبت کنیم!


    نگار :

    من شکایت نکردم درد دل کردم ولی متاسفانه بد برداشت شد وبه جای درنظر گرفتن موضوع شروع کردین به مخالفت بامن ناشناس جان من هیچ موقع به شخصیت کسی توهین نکردم بحث من تلاش و ضایع شدن حق بود فکرو هدفتون هرچی باشه آخرش نمیتونین حق و نادیده بگیرین


    حمید :

    امیدوارم که همگی قبول شیم و به ارزومون برسیم


    حمید :

    نگار راه بیفت
    بجنب
    سرتو بنداز پایین بریم پیش مامانت
    مثل اینکه دیگه نمیشه سکوت کنم
    ازین به بعد تایید نکنی فقط با مامانت طرفی چون در عرض دو دقیقه میبرمت پیش مامانت


    ناشناس :

    خوب دوستان بنده هم مثل شما منتظر جواب ارشد هستم. رشته ام کشاورزی هست . دوست دارم در بحث شما درباره ی آینده و مخصوصا زبان برای بعد شرکت کنم و از صحبت هاتون استفاده کنم


    نگار :

    بیا ناشناس جان ببین من مغرورم یا اینا بی ادبن حمیدخان یکی باید گوش خودتوبگیره ببره پیش بابات ادبت کنه
    هرکسی مسئول اعمال خودشه شما از جانب خودت معذرت خواهی کن


  96. نگار
    گفت:

    نه عزیزم بیا این صفحه مال من نیست اجازه میگری بفرما


    مهتاب :

    جناب ناشناس اجازه احتیاج نداره. از هرجای ایران که هستی خوش آمدی


    حمید :

    ببخشید نمیخواستم صحبت کنم ولی لازمه که بگم
    ناشناس جان
    معروف ترین پروفسور قلب ایران با افتخار گفت که روستایی بوده پس افتخار کن و راحت حرفتو بزن


    نگار :

    مهتاب خانم اگه دوست داری مثل دو تا ادم تحصیلکرده درموردش صحبت کنیم بحثی نیست اگه قرار دعوابشه که بیخیال


    نگار :

    هههه یه ناشناس دیگه پیدا شد کجا رفتی پس بیا دیگه


    مهتاب :

    بچه ها کسی نیست؟


    حمید :

    من هستم مهتاب جان


    نگار :

    اینقدمنتظر ناشناس موندیم که خوابمون گرفت


    ناشناس :

    خیلی خوب. ممنون حمید جان.آخه دیدم بعضیا مثل نگار خانم گیر دادن به رتبه و دانشگاه گفتم حالا منم بیام و بعدا بگم روستایی هستم حتما میگن واه واه من بچه ی شهرم تو بهترین دانشگاه هم بودم… چی بگم اینم نظرم بود دیگه.شما ببخشید


    حمید :

    دشمنت شرمنده
    همه جای ایران سرای من وتویه
    حرفتو راحت بزن


    مهتاب :

    جناب ناشناس این چه حرفیه. شهری و روستایی مهم نیست. مهم هدفه که مشترکه. شما هم منتظر جواب ارشد هستید؟


  97. نگار
    گفت:

    راحت باش برو پایین
    من دعوا ندارم من حرفی زدم که احساس کردم باید زده میشد شما خودتون کشوندینش اینجا


    حمید :

    سوتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
    دستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
    بوووووووووووووووووووووووقققققققققققققققق
    شاباش شاباش
    بابا نگار جان بیا بیرون از اون بحث


    مهتاب :

    باشه بهش میگم .ممنون حمید جان


    حمید :

    خواهش مهتاب جان
    دیگه شرمنده اطلاعات زیادی نداشتم


    نگار :

    بچه ها این جا نیومدیم قربون صدقه هم بریم اگه تو اون مسئله ادب رعایت میشد خوب پیش میرفت
    من با چشم خودم کارنامه یکی رو دیدم با رتبه 50000 پیام نور قبول شد والااااااااااااااااا
    حالا شما استثنایین خوش به حا لتون
    مهتاب آشتی خیالت راحت


    ناشناس :

    بچه ها من تو روستا زندگی میکنم . بیام تو بحث شرکت کنم؟ حالا نگار خانم به ما نگی دهاتی آخه تو بچه ی شهری دیگه…


    نگار :

    شما خوش باشین من حرفامو زدم شما میتونین نگاه نکنین مجبور نیستین اونایی که دوست دارن بخونن


    حمید :

    دوستان من سکوت میکنم
    دیگه چیزی نمیگم فقط نگاه میکنم ببینم اخر این حرفا به کجا میرسه
    فعلا


    مهتاب :

    درسته نگار جان. ولی هرکسی تو زندگیش براش شرایط سختی پیش میاد که به اجبار بعضی کارها رو انجام میده. تنها نگاه کردن به رتبه ی طرف نیست که معلوم میکنه کیه یا درس خونه یا نه.


  98. حمید
    گفت:

    خوشحالم که همه شما اینجا هستید
    یه چیزی بگم بخندید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    مهتاب :

    بگو حمید جان………


    پري :

    آره حميد خان بگو تا دوباره بحث نشده..


    مهتاب :

    قبول نگار جان. ناراحت نشو امیدوارم در هر جا که هستی به اهدافت برسی . تو هم برای ما دعا کن. آشتی باشه؟؟؟؟


    حمید :

    از دیروز که نگار جان به اسم ناشناس اومد خیال کردم پسره انقد خوشحال شدم
    پیش خودم گفتم بابا بالاخره یه پسره دیگه هم اومد
    الان که فمیدم همون نگار خانمه حالم دقیقا شد مثل اون پیرزنی که اخرین سرباز از جنگ برگشته پسرش نیست
    چرا هیچ پسری نمیاد همدردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    حمید :

    نگار جان من میرم پایین
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    نگار :

    حمید جان اسم مستعار داداش امید داشته باش کدوم نگار منظورته ؟


    حمید :

    یا خدا متوجه منظورت نشدم
    اقا چرا با من اینکارارو میکنید؟؟؟؟؟؟؟
    کی به کیه؟؟؟؟؟؟؟؟


    مهتاب :

    بچه ها یه نفر از من پرسیده که مجازی برای ارشد به درد میخوره؟البته بنده ی خدا متاهل و بچه داره. به نظرتون چی بهش بگم خودم زیاد اطلاعات ندارم.