مصاحبه با رتبه 9 کنکور تجربی 90 - کنکور


مهندس منتظری مهندس دربندی بانک کتاب مهندس منتظری خانه مشاوره
موضوعات مطالب

تبلیغ متنی

دکوراسیون داخلی

طراحی دکوراسیون
دکوراسیون ویلا

طراحی وب سایت

طراحی سایت زفره مدیا٫ تلاقی هنر و تکنولوژی. ۳-۲۲۱۴۵۵۷۱ 

عمل بینی

جراحی بینی

عضویت در خبرنامه

     

    آدرس ایمیل خود را جهت عضویت در خبرنامه سایت ، در کادر مربوطه و بدون www  وارد کنید تا آخرین مطالب سایت به ایمیل شما ارسال شود . پس از عضویت به ایمیل خود مراجعه کرده و بر روی لینک فعالسازی کلیک کنید .



    کل مطالب سایت


    دانشجویان و کنکور ارشد


    مطالب مرتبط با مقطع دکتری




ما را دنبال کنید
نرم افزارهای موردنیاز
WinRAR Adobe Reader
Internet Download Manager WinRAR-android

خرید کتاب زبان
کنکور آسان است









ورود عضویت





بازدید : 1,677 بار
نظرات :

مصاحبه و گفتگو با زهرا احسانی  رتبه 9 رشته تجربی کنکور ۹۰

در شهر کوچک چمستان درس خواندی و دوره‌ی دبیرستان را در شهر آمل ادامه دادی. چه ذهنیتی از رقابت با دانش‌آموزان مدعیِ شهرهای بزرگ داشتی؟
 
قبل از این‌که در آزمون‌های کانون شرکت کنم، با دوستانم راجع به رتبه صحبت می‌کردیم. خودم را نهایتاً جزء 30 نفر اول می‌دانستم؛ ولی تصور من برای بچه‌ها عجیب بود. وقتی در اولین آزمون کانون شرکت کردم، رتبه‌ام 19 شد و در ذهنم جرقه‌ای زده شد. همین‌که توانسته بودم این رتبه را در یک آزمون بزرگ با بچه‌های شهرهای دیگر بیاورم، نشان می‌داد که می‌توانم در کنکور هم موفق بشوم.
 
این انتظار از خودت، چه‌قدر واقعی بود؟
 
از خودم راضی بودم و به نسبتی که می‌خواندم نتیجه می‌گرفتم و می‌دانستم که کافی است.
 
موفقیت یا پیشرفت در سال چهارم چه تأثیری برایت داشت؟
 
بعد از هر پیشرفت، خستگی‌‌ام درمی‌رفت. البته توقعم از خودم بالا می‌رفت. اگر یک آزمون 1 می‌شدم توقع داشتم آزمون بعد هم همان رتبه را بیاورم. این توقع، بیش‌تر باعث می‌شد که به رتبه‌ام فکر کنم تا تلاشم و باعث عقب افتادنم می‌شد.
 
تو دختری بودی که سال آخر، بیش‌تر، رتبه‌ی یک‌رقمی می‌آوردی. کار خاصی می‌کردی؟
 
سعی می‌کردم تلاشم مهم باشد و به نتیجه‌ فکر نکنم؛ بدون دغدغه‌ی این‌‌که قرار است چه نتیجه‌ای بیاورم.
 
چند بار رتبه‌ی یک شدی؟
 
4 یا 5 بار.
 
چه‌طور توانستی به نتایج آزمون‌ها اعتماد کنی؟
 
مجله‌ی آزمون راهی برای آشنایی با دانش‌آموزان برتر سال‌های قبل بود. هر سال می‌دیدیم که دانش‌آموزان کانونی، چه‌قدر موفق شده‌اند. موفقیتی که از آمدن به کانون به دست می‌آید اتفاقی نیست. اگر اتفاقی بود چند سال پیاپی اتفاق نمی‌افتاد. من هم کاملاً به کانون اعتماد داشتم.
 
ممکن است توضیح بدهی که برنامه‌ریزی‌ات بر اساس برنامه‌ی راهبردی به چه صورت بود؟
 
معمولاً روزهای جمعه برنامه‌ی راهبردی را نگاه می‌کردم. مباحثی را که باید طی دو هفته می‌خواندم برنامه‌ریزی می‌کردم. مثلاً در دفتر برنامه‌ریزی می‌نوشتم که می‌خواهم چه‌کار کنم. مشخص نمی‌کردم که چند ساعت باید بخوانم، فقط برنامه‌ریزی می‌کردم که مثلاً شنبه باید فیزیک بخوانم. در کنار درس اختصاصی یک درس عمومی هم می‌گذاشتم. برنامه‌ام را از شنبه اجرا می‌کردم. بیش‌تر به برنامه‌ای که نوشته بودم می‌رسیدم اما گاهی که فشار درس‌های مدرسه زیاد می‌شد مجبور می‌شدم مطابق برنامه‌ام عمل نکنم؛ ولی بعداً جبران می‌کردم.
 
بین برنامه‌ی راهبردی و دفتر برنامه‌ریزی رابطه برقرار کرده بودی. به نظرت سازنده بود؟
 
بله؛ لازم بود. با توجه به حجم درس‌ها امکان نداشت بتوانم بدون برنامه‌ریزی کار کنم.
 
چه‌قدر به برنامه‌ریزی‌ات اعتماد داشتی؟
 
تا اواخر آذرماه با اعتماد کامل پیش رفتم ولی دی‌ماه دچار تردید شدم. به همه‌ی درس‌های سوم و به خصوص زیست‌شناسی 3 کم‌توجهی شده بود. با خودم فکر کردم که چرا بیش‌تر، در‌س‌های سال دوم را می‌خوانیم و نکند به سال سوم نرسیم؛ ولی وقتی برنامه را ورق زدم، دیدم برای آن‌ها هم برنامه‌ریزی شده است.
 
در مورد زیست‌شناسی بیش‌تر مطالعه می‌کردی یا تست می‌زدی؟
 
باید مطالعه دقیق باشد و بعد از مطالعه هم باید حتماً تست زده شود. هم تست‌های کنکور و هم تست‌های مؤلفین مختلف باید کار شود؛ چون هر مؤلفی نظر خاصی دارد. من از هر کتابی، نکته‌ی جدیدی پیدا می‌کردم. کتاب زیست‌شناسی تصویری را که قبل از عید تهیه کرده بودم، خیلی برایم جالب بود. فکر می‌کردم کل زیست را بلدم و نکته‌ای نیست که بلد نباشم، ولی خیلی از نکات تصاویر را جا انداخته بودم.
 
کمی در مورد مطالعه‌ی زیست‌شناسی توضیح بده.
 
سر کلاس گوش دادن، خیلی مهم بود. سعی می‌کردم مفهوم کلی درس را در کلاس یاد بگیرم. معلم نمی‌تواند همه‌ی مطالب و نکات را آماده در اختیارمان بگذارد. بعد کتاب درسی را پاراگراف به پاراگراف می‌خواندم و بعد از خواندن هر صفحه، بین پاراگراف‌ها ارتباط برقرار می‌کردم. معمولاً بعد از خواندن هر جمله، «چرایی» برایم ایجاد می‌شد و وقتی جواب این «چراها» را در ذهنم پیدا می‌کردم، باعث تثبیت آن‌ها می‌شد. با تست زدن مباحث را دوره می‌کردم و دوره‌هایی برای مرور دوباره نیز تعیین می‌کردم.
 
نقش برنامه‌ی راهبردی در این تعادل چه‌قدر بود؟ دفتر برنامه‌ریزی چه کمکی به این تعادل می‌کرد؟
 
از تابستان سال چهارم متوجه شدم که امکان ندارد بتوانم این‌همه درس را بدون برنامه بخوانم و چه خوب است که این برنامه، منطبق با برنامه‌ای است که خیلی‌ها قبلاً از آن استفاده کرده و نتیجه گرفته‌اند. به همین دلیل دفتر برنامه‌ریزی را منطبق با برنامه‌ی راهبردی جلو بردم. وقتی ساعات را جمع می‌زدم متوجه می‌شدم که چه درس‌هایی را بیش‌تر خوانده‌ام و در آزمون نتیجه گرفته‌ام یا نه. من تا روز قبل از کنکور دفتر برنامه‌ریزی را پر کردم. پر کردن آن، باعث شد ساعت مطالعه‌ام از 20 ساعت به 70 ساعت افزایش پیدا کند.
 
چه‌قدر به کتاب درسی مقید بودی؟
 
در درس‌هایی مانند زیست، شیمی و درس‌های عمومی، اولویتم با کتاب درسی بود؛ ولی در درس‌هایی مثل ریاضی و فیزیک ترجیح می‌دادم جزوه‌ی دبیرم را بخوانم. هم‌چنین از کتاب‌های 30 سال کنکور تست می‌زدم. برای بخش‌های حفظ‌کردنی درس فیزیک به کتاب مراجعه می‌کردم. در آزمون‌های کانون گاهی سؤالاتی از تمرینات کتاب درسی مطرح می‌شد که ممکن بود اشتباه جواب داده باشم. همین سؤالات بود که باعث شد از کتاب درسی هم استفاده کنم.
  
چه‌قدر نقش مدرسه‌ات مهم بود؟
 
مدرسه‌ی ما بهترین دبیرهای آمل را داشت. بچه‌های زرنگ شهر، جو رقابتی خوبی ایجاد کرده بودند. در مدرسه همدیگر را به درس خواندن تشویق می‌کردیم. حتی دبیرانمان شنبه‌های بعد از آزمون، درصدهای‌مان را می‌پرسیدند. این موضوع به خصوص برای دبیر زیستمان آن‌قدر مهم بود که حتی گاهی سؤالات را با هم ارزیابی می‌کردیم. وقتی رتبه‌ام بالا می‌شد، بچه‌ها خیلی روحیه و امید می‌دادند.
 
سال گذشته، همین زمان را به یاد بیاور. به هر حال وسط راه است و مقداری خستگی سراغ همه آمده است. به این بچه‌ها چه پیشنهادی داری؟
 
به نظرم کسانی جلو می‌افتند که از نیم‌سال دوم، خوب شروع کنند. در این دوران، خیلی‌ها درس را رها می‌کنند و بعد از عید، دوباره شروع می‌کنند. به هر حال خستگی هست ولی باید از این خستگی‌ها به نحو احسن استفاده کرد. پس، نیم‌سال اول را چه خوب بوده باشیم و چه نباشیم، باید شروع کنیم. نیمه‌ی دوم شروعی مهم‌تر است و تا آخر باید ادامه بدهیم.
 
از تأثیر دوران جمع‌بندی بگو.
 
هنر آزمون دادن خیلی مهم است. وقتی یک آزمون را برای خودت شبیه‌سازی می‌کنی تمرینی است برای کنکور. من قبل از سال چهارم فکر می‌کردم روز کنکور، روز پراسترسی است. سر امتحان ساده‌ی مدرسه خیلی استرس داشتم؛ ولی تمرین آدم را می‌سازد. من حتی کتاب زرد اختصاصی رشته‌ی ریاضی را کار می‌کردم.
 
از نقش پدر و مادرت بگو.
 
باید بگویم خیلی اذیتشان کردم. کلاً کسی در خانه حرف نمی‌زد و سکوت مطلق بود. خواهرم راهنمایی بود و مجبور بود صدای تلویزیون را خیلی کم کند. همه همراهی کردند؛ مخصوصاً زمانی که آزمونم را خوب نمی‌دادم. مادرم از مجله‌ی آزمون، مشاوره‌ها را پیدا می‌کرد و می‌گفت: «این آزمون نتیجه‌ات بد نیست و تو خودت این احساس را داری.» از من انتظار رتبه نداشتند و می‌گفتند تلاشت برای ما مهم است. فشاری از طرف آن‌ها نبود. حتی آزمونم را مادرم تصحیح می‌کرد و موقع خواندن پاسخ تشریحی در کنارم بود. دلیل اشتباهم را می‌پرسید و برایش توضیح می‌دادم. به من در تشکیل کلاسور ارزیابی واقعاً کمک کرد. پدرم هم منتظر بود بگویم که چه کتابی را نیاز دارم. روزهای آزمون مرا می‌برد و می‌آورد. می‌گفت به رشته و دانشگاهم فکر کنم نه رتبه‌ام. جو آرامش‌بخشی بود.
 
با این شرایطی که گفتی فکر کنم کار پدرت هم کار کمی نبود. پیدا کردن همه‌ی کتاب‌ها؟
 
بله؛ حتی در دوران جمع‌بندی کتابی را پیدا نکردیم و برای تهیه‌ی آن مجبور شدند به تهران بروند.
 
از نقش خانم انصاری مسئول کانون شهر چمستان برای‌مان بگو.
 
واقعاً زحمت کشیدند. حتی بعضی اوقات کارنامه‌ام را به آقای قلم‌چی نشان می‌دادند و اگر کتابی معرفی می‌کردند خانم انصاری آن را برایم می‌گرفتند.
 
فاصله‌ی چمستان تا آمل، 30 کیلومتر است. تو چند سال در این مسیر 30- 40 دقیقه‌ای رفت‌وآمد داشتی؟
 
چمستان خیلی ناشناخته است. بچه‌های کانونی دانشگاه، از من می‌پرسیدند که چمستان اصلاً کجاست. فکر می‌کردند نزدیک یزد است! من از شهر چمستان و روستای جوربند هستم. سطح فرهنگ و سواد روستای‌مان بالاست. پزشک و مهندس زیادی در روستا داریم و رتبه‌ی خوب آوردن، اصلاً عجیب نبود. از دبیرستان وارد فرزانگان آمل شدم. اول دبیرستان برایم خیلی سخت بود که صبح خیلی زود که بقیه‌ی دوستانم خواب بودند مدرسه بروم و حدود 2 ساعت وقتم را در رفت‌وآمد بگذرانم. بعد برایم عادی شد.
 
تو زهرا احسانی را سخت‌کوش می‌دانی یا باهوش؟
 
بیش‌تر سخت‌کوش ولی درصدی از هوش یا استعداد هم لازم است. هوش به‌تنهایی آدم را به جایی نمی‌رساند.
 
ویژگی زهرا احسانی چیست؟
 
خیلی سماجت به خرج دادم و تا آخرش ادامه دادم. با هر شرایطی که داشتم، نگذاشتم وقفه‌ای در کارم بیفتد. البته خانواده‌ام مرا بیش‌تر به نظم می‌شناسند تا سماجت.
جمله‌‌ای است که می‌گوید: آدم‌های بزرگ، سختی‌های بزرگ دارند و آدم‌های کوچک، بهانه‌های بزرگ… 
یکی ممکن است جای من باشد و شرایط مرا داشته باشد و بگوید چون فلان امکانات را ندارم نتیجه هم نمی‌گیرم. ممکن است که شرایط سخت باشد اما من سخت‌ترم. من خیلی از امکانات بچه‌های دیگر را نداشتم مثل کلاس‌های خصوصی یا حتی زود رسیدن به خانه.
 
نظرت راجع به مجله‌ی آزمون چیست؟ چه قسمت‌هایی را بیش‌تر دوست داشتی؟
 
بیش‌تر به نفرات برتر توجه می‌کردم.
 
چند نفر از کسانی را که در جشن نخبگان بودند، می‌شناختی؟
 
تقریباً همه را جز 2- 3 نفر.
 
فکر می‌کنی چه‌قدر زمینه‌ساز این شدی که این اتفاق در سال‌های آینده هم در چمستان تکرار شود؟
 
مطمئنم این اتفاق باز هم تکرار می‌شود. رتبه‌ی من برای خیلی از بچه‌ها انگیزه شد که آن‌ها هم می‌توانند؛ مثل فاطمه موسوی که الان دوم تجربی است و بیش‌تر وقت‌ها عکسش در مجله است.


اگر این مطلب برای شما مفید بود با کلیک بر روی +1 به این مطلب امتیاز دهید


  • برای دانلود، به روی عبارت "دانلود فایل" کلیک کنید و منتظر بمانید تا پنجره مربوطه ظاهر شود سپس محل ذخیره شدن فایل را انتخاب کنید و منتظر بمانید تا دانلود تمام شود.
  • اگر نرم افزار مدیریت دانلود ندارید، پیشنهاد می شود برای دانلود فایل ها حتماً از یک نرم افزار مدیریت دانلود مانند IDM استفاده کنید.
  • در صورت بروز مشکل در دانلود فایل ها تنها کافی است در آخر لینک دانلود فایل یک علامت سوال ? قرار دهید تا فایل به راحتی دانلود شود.
  • فایل های قرار داده شده برای دانلود به منظور کاهش حجم و دریافت سریعتر فشرده شده اند، برای خارج سازی فایل ها از حالت فشرده از نرم افزار Winrar و یا مشابه آن استفاده کنید.
  • کلمه رمز جهت بازگشایی فایل فشرده عبارت www.konkur.in می باشد. تمامی حروف را میبایستی به صورت کوچک تایپ کنید و در هنگام تایپ به وضعیت EN/FA کیبورد خود توجه داشته باشید همچنین بهتر است کلمه رمز را تایپ کنید و از Copy-Paste آن بپرهیزید.
  • چنانچه در هنگام خارج سازی فایل از حالت فشرده با پیغام CRC مواجه شدید، در صورتی که کلمه رمز را درست وارد کرده باشید. فایل به صورت خراب دانلود شده است و می بایستی مجدداً آن را دانلود کنید.
  • برای راهنمایی بیشتر اینجا را کلیک کنید.

تذکر مهم : هرگونه استفاده مادی از مطالب سایت کنکور ، شرعاً حرام بوده و سایت کنکور هیچگونه رضایتی در این مورد ندارد. تنها راه استفاده از مطالب سایت کنکور نشر به صورت رایگان،بدون تغییر در محتوای فایل و با ذکر منبع لینکدار می باشد

گزارش تخلف : اگر مطلبی در سایت کنکور مشاهده کردید که متعلق به شماست و از انتشار عمومی آن رضایت ندارید کافیست با ایمیل info موسسه یا سایت خود با ایمیل konkur.in@gmail.com در ارتباط باشید و با ذکر لینک پست و ارائه مدارک مورد نظر ما ، جهت حذف سریعتر مطلب اقدام کنید .



ارسال شده در تاریخ 28 دی 1390 - توسط :

پیشنهاد میکنیم از مطالب زیر دیدن فرمائید :
نظرات



 


آخرین ارسالهای انجمن کنکور





 

آرشیو آزمونهای آزمایشی

قلمچی

گزینه 2

سنجش

سال تحصیلی 96-95

دانلود رایگان

دانلود رایگان

دانلود رایگان

سال تحصیلی 95-94

دانلود رایگان

دانلود رایگان

دانلود رایگان

سال تحصیلی 94-93

رشته ریاضی

رشته تجربی

رشته انسانی

رشته هنر

رشته زبان

رشته ریاضی

رشته تجربی

رشته ریاضی

رشته تجربی

سال تحصیلی 93-92

رشته ریاضی

رشته تجربی

رشته انسانی

رشته هنر

رشته زبان

رشته ریاضی

رشته تجربی

رشته انسانی

رشته ریاضی

رشته تجربی

سال تحصیلی 92-91

رشته ریاضی

رشته تجربی

رشته انسانی

رشته هنر

رشته زبان

رشته ریاضی

رشته تجربی

رشته انسانی

رشته ریاضی

رشته تجربی

سال تحصیلی 91-90

رشته ریاضی

رشته تجربی

رشته انسانی

رشته هنر

رشته زبان

رشته ریاضی

رشته تجربی

رشته انسانی

رشته ریاضی

رشته تجربی


X
کنکور آسان است
X
X

1395 - 1389
تماس با ما : konkur.in@gmail.com
هرگونه کپی برداری از مطالب سایت بدون اطلاع قبلی، ممنوع میباشد
سایت و انجمن کنکور به هیچ موسسه و نهادی وابسته و متعلق نمی باشد
به ما امتیاز دهید